۲۰۰۱ ۲۰۰۲ ۲۰۰۳ ۲۰۰۴ ۲۰۰۵ ۲۰۱۵ ۲۰۲۲ ۲۰۲۳ ۲۰۲۴ ۲۰۲۵ 2026
Author Archives: Asghar
نگاهی به رمانی از محمد رضاییراد اصغر نصرتی (چهره) تازه با کتاب «امُالقرای ِ مدفون» خلاص شده ام. خلاص که نه، انگار چون سنگی صقیل به عمق وجودش فرو رفته ام. شاید هم او در وجودم حلول کرده است. چون مار بوآ در راه هضمش هستم. هضمی نه از راه عقل، بلکه از مجرای قلب. […]
تاترِ تبعيد، مهاجر يا …؟؟ اصغر نصرتی (چهره) هنوز مدتي به چاپ شماره دوم كتاب نمايش مانده بود كه فرمي و نامهاي(۱) به ضميمهي آن به بسياري از تاترورزان ايراني در اروپا و آمريكا ارسال شد و از همهي آنها خواهش شد كه براي تكميل آرشيو نمايش و تهيهي نام گروههاي نمايش ما را ياري […]
دشواری های نمایشگر، فرهنگ تماشاگر و تنگناهای منتقد اشاره نیمهی سال میلادی به اتمام رسید و بر اساس سنت دیرینه اروپا، فصل تاتر هم به پایان رسیده است. خوشبختانه همه گیری کرونا هم رو به عادی شدن دارد. مبتلا بدان و مرگ و میر یک تا دو رقمی هم در کشورهای مختلف در نوسان. هنر […]
سخن از صادق شباویز اصغر نصرتی با صادق شباویز هنگامی که در برلین بودم و برای کتاب نمایش در فکر دیدار اهل تاتر، به تشویق فرهاد پایار، از نزدیک آشنا شدم. . نمیدانم در دیدار نخست فرهاد هم همراهم بود یا نبود، اما از همان روز رابطهی ما برقرار شد و تا سالهای سال، بسته […]
آرشیو تاتر برونمرزی ایرانیان ۲۳ پیش به سوی تکمیل آرشیو تاتر کتاب نمایش/تلاشهای نظری تاتر تبعید کتاب نمایش از ۱۳۷۶/۱۹۹۸ با شماره ی نخست خود آغاز به فعالیت کرد و سیزده شماره از آن منتشر شد. آخرین شمارهی کتاب نمایش در سال ۱۳۸۱/۲۰۰۳، مانند شماره های قبلی، در شهر کلن آلمان منتشر شد و با […]
كريم شيره اي و ناصرالدين شاه عطاالله گيلاني اشعاري كه با علامت {*} مشخص شده اند و از زبان {ناصرالدين شاه} جاري مي شوند، از ديوان ناصرالدين شاه انتخاب شده و بنا بر ضرورت نمايشي دستخوش تغييراتي جزيي شده اند. آدم ها كريم شيره اي او در آغاز در نقش ناصرالدين شاه ظاهر مي شود، […]
در سوگ ساعدی اصغر نصرتی دوم نوامبر (1985) سالروز مرگ غلامحسین ساعدیست. این تاریخ را یكی از علاقمندان ساعدی تلفنی به من گوشزد كرد. شرمنده شدم كه سال گذشته نیز این موضوع از ذهن من و كتاب نمایش دورمانده است. به راستی كه خاك “سردی” و فرامدشی میآورد! اما ساعدی را هركس نشناسد، تاتریها خوب […]
در جستجوی یك واژه ی مناسب؟! اصغر نصرتی اول از عمر مقالهی اسطورهی سیزیفِ آلبركامو نزدیك به نیمقرن میگذرد. كامو بدون آنكه نظری به شیوه یا سبك ادبی خاصی داشته باشد، زندگی آدمی را در دوران حیات خویش بهسان زندگی سیزیف دانست و اگرچه سیزیف را قهرمان توصیف كرد، اما زندگی سیزیفوار را پوچ (اَبزورد) […]

