پیام روز جهانی تاتر ۱۹۹۵ توسط هومبرتو اورسینی
وقتی بشریت خدایان را آفرید و شروع به گفتگو با آنها کرد، اولین مفهوم تئاتر متولد شد.
انسانهای بعدی به دنبال سعادت معنوی رفتند و از تئاتر برای جستجوی منبع زندگی استفاده کردند. از این جا بود که تضاد بین خیال و واقعیت، بین هستی و نیستی، بین حقیقت و دروغ، بین زندگی و ظاهر صرف، بین نور و تاریکی پدیدار شد. در این مبارزه متناقض کشف شد که در باطل بودن، حقیقت وجود دارد، در پس مرگ، زندگی وجود دارد، در پس خیال، واقعیت وجود دارد و سرانجام، در پس این آینه به ظاهر تحریف شده که تئاتر است، میتوان تصویر واضح انسان را دید.
تئاتر، این عمل شگفتانگیز عشق و شور، این فضیلت فرخنده را دارد که انسان جهانی را از طریق زندگی انسانهای فانی معمولی کشف میکند، و سازوکارهای خود درونی پنهان در پشت نقاب دروغ را آشکار میسازد. این تئاتر، تصویر بیرحم و سنگدل را برای قدرتمندان و انفعال – نه همیشه نشانهای از تسلیم – ستمدیدگان را آشکار کرده و سرانجام تاریخ را از مهمترین رویدادهایی که بشر در آنها نقش اصلی را داشته، ساخته است.
انسانها در اشتیاق خود برای ساختن جهانهایی متفاوت از آنچه میشناختند و بخشیدن آزادی به رویاهایشان، آرمانشهرها را اختراع کردند. اما از آنجایی که گاهی اوقات «رویاها فقط رویا هستند»، پس از بیدار شدن دریافتند که پردههای تخیل پایین آمده و آنها را با جهانی واقعی روبرو کرده است که در آن خیر واقعاً وجود دارد اما در عین حال، بشریت در شبکهای از واقعیتهای وحشتناک و دردناک به دام افتاده است.
تنها نمایشنامههایی که در تفسیر دوران خود و جوهره بشریت در یک لحظه خاص موفق بودهاند، آنهایی که توانستهاند به قلب تحولات اجتماعی برسند، همانهایی هستند که از موانع زمان، ایدئولوژیها و اندیشه عبور کردهاند. این آثار هنوز هم هر شب بر روی صحنههای جهان زنده هستند. از سوی دیگر، آنهایی که در سطح باقی ماندهاند یا در بازیهای فکری غرق شدهاند، با گذشت زمان رقیق شدهاند یا اکنون در قفسههای کتابخانهها گرد و غبار جمع میکنند.
امروزه به نظر میرسد تئاتر از فرصتی که برای تفسیر زمان ما و طوفانهایی که متحمل میشویم، چه اجتماعی باشند چه انسانی، چه محلی و چه جهانی، دارد، غافل است. واضح است که تئاتر انقلاب نمیکند، اما به بشریت کمک میکند تا آنها را درک کند و به آنها زندگی و قلب ببخشد.
در این ۲۷ مارس ۱۹۹۵، میخواهم از اهالی تئاتر جهان درخواست کنم که قدرت شگفتانگیز تئاتر را برای سرگرمی، تکان دادن قلبهای ما، بیدار کردن وجدانهایمان نسبت به وضعیت وحشتناک بیعدالتی که مردم این سیاره در آن زندگی میکنند، به آن بازگردانند و خشم جنگجویانی را که برای فتح قطعاتی از سرزمین دیگران میجنگند، متوقف کنند. بگذارید تئاتر ما را، حتی اگر فقط برای چند ساعت، به آن دنیای هنوز ناشناختهی درونمان ببرد و از طریق تئاتر زبانهای جدیدی را کشف کنیم که گفتگوی مؤثرتری بین انسانها را ممکن میسازد.
در باره هومبرتو اورسینی
هومبرتو اورسینی، متولد ۱۹۲۶، نمایشنامهنویس مشهور ونزوئلایی است. او که از همان ابتدا به تئاتر علاقه نشان میداد، آموزش تئاتر را در سال ۱۹۵۰ به مدت دو سال آغاز کرد و سپس به گروه تئاتر کوئیکاس، که توسط گیلبرتو پینتو تأسیس شده بود، پیوست. در سال ۱۹۵۳، به همراه شرکتکنندگان در کلاس دراماتورژی سزار رنجیفو و دیگر دوستان هنرمندش، گروه تئاتر ماسکاراس را تأسیس کرد، یک گروه تئاتر پیشگام که به تئاتر مردمی در ونزوئلا اختصاص داشت و به مدت یک دهه (۱۹۵۳-۱۹۶۳) در سراسر کشور سفر میکرد و آثار ونزوئلایی و بینالمللی را با مضامین اجتماعی، در بیمارستانها، زندانها و دانشگاهها به روی صحنه میبرد. در آن زمان، اورسینی روزها در یک شرکت نفتی به نام شرکت نفت کریول کار میکرد و شبها و آخر هفتهها تئاتر میساخت. با این حال، در سال ۱۹۵۸ از شغل خود استعفا داد تا وقت خود را منحصراً به تئاتر اختصاص دهد و سفری شش ماهه را در سراسر اروپا و ایالات متحده آغاز کرد. او به تئاترها میرفت، از مدارس آموزش تئاتر بازدید میکرد و سعی میکرد با کارگردانان تأثیرگذار تئاتر آن زمان ملاقات کند. او پس از بازگشت، انقلابی زیباییشناختی را در ماسکاراس و دیگر گروههای تئاتر آغاز کرد. او آثار مشهوری مانند «خاطرات آن فرانک»، «سوپرانوی طاس» و «داستان دیگر هملت» را کارگردانی کرد.
اورسینی بنیانگذار و اولین کارگردان «تئاترو استودیو ۶۷» است که با آن آثار زیادی را در دهه ۶۰ به روی صحنه برد. و پس از اقامتش در اروپا از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵، گروه «تابلا ردوندا» را تأسیس کرد که با آن نمایشهای بعدی خود را کارگردانی کرد. او همچنین مدیریت گروه تئاتر Sindicato del Centro Simón Bolívar and El Hogar Canario Venezolano (1985-1992)، Centro del Portugués (1985-2000) و Teatro Experimental de Arquitectura (1961، 1964، 1976) را بر عهده داشت.
در سال ۱۹۵۹، در اولین جشنواره تئاتر ونزوئلا، فدراسیون تئاتر ونزوئلا تأسیس شد و هومبرتو اورسینی ابتدا به عنوان معاون رئیس و سپس در سال ۱۹۶۰ به عنوان رئیس انتخاب شد. از آنجایی که فدراسیون به مرکز ونزوئلایی موسسه بینالمللی تئاتر ITI متصل بود، او همچنین رئیس این مرکز شد. در سال ۱۹۶۵، او به عنوان عضو شورای اجرایی ITI و چند ماه بعد به عنوان معاون رئیس ITI منصوب شد. اورسینی همچنین به عنوان رئیس کمیته هویت و توسعه فرهنگی و عضو کمیته آموزش تئاتر خدمت کرده است.
… هومبرتو اورسینی جوایز و افتخارات متعددی از مؤسسات فرهنگی و آموزشی مختلف در ونزوئلا دریافت کرده است، از جمله جایزه ملی تئاتر در سال ۱۹۹۵.

