پیام روز جهانی ۱۹۹۶ توسط سعدالله ونوس
اگر رسم بود که به مناسبتهای روز جهانی تئاتر، بر اساس نیازهایی که تئاتر به آنها پاسخ میدهد، یک جریان «ویژه کارکرد» اختصاص داده شود، من پیام امسال را جریان «عطش گفتگو» مینامیدم. زیرا در واقع نیاز زیادی به گفتگوی چندجانبه، چندوجهی و جامع بین افراد و همچنین بین جوامع وجود دارد. پیشنیازهای چنین گفتگویی، البته دموکراسی، احترام به کثرتگرایی و کنترل میل پرخاشگرانه در افراد و ملتها است. هر بار که این عطش گفتگو را احساس میکنم، تصور میکنم که از یک تئاتر شروع میشود، سپس رشد میکند، گسترش مییابد و فراتر از آن گسترش مییابد تا همه مردم و فرهنگها را در بر بگیرد. من معتقدم که تئاتر، صرف نظر از اینکه چه انقلابهای تکنولوژیکی را پشت سر میگذارد، همچنان بستری ایدهآل برای انسان خواهد بود که در آن میتواند به وضعیت تاریخی و وجودی خود بیاندیشد. آنچه تئاتر را از این نظر بسیار منحصر به فرد میکند این است که در آن تماشاگر از پوسته خود بیرون میآید تا در یک زمینه جمعی که حس تعلق او به جامعه را فعال میکند، به وضعیت انسان بیندیشد و ارزش بینهایت گفتگو و کثرت سطوح چنین گفتگویی را بیاموزد. دیالوگی در خودِ عمل وجود دارد، دیالوگی ضمنیتر بین عمل روی صحنه و تماشاگر، دیالوگ بین خودِ مخاطبان و فراتر از آن، دیالوگ بین اجرا و عموم از یک سو و شهر بیرون از سوی دیگر. در هر یک از این سطوح، ما تا حدی از افسردگی تنهایی خود رها میشویم و حس جدیدی از وابستگی اجتماعی به دست میآوریم، به طوری که تئاتر نه تنها به یک مظهر صرف جامعه مدنی تبدیل میشود، بلکه پیشنیازی برای رشد و توسعه چنین جامعهای است.
در باره سعدالله ونوس
سعدالله ونوس (۱۹۴۱-۱۹۹۷) نمایشنامهنویس سوری بود. او روزنامهنگاری را در قاهره، مصر آموخت و بعدها به عنوان سردبیر بخشهای هنری و فرهنگی روزنامه سوری البعث و روزنامه لبنانی السفیر خدمت کرد. او همچنین سالها مدیریت اداره موسیقی و تئاتر سوریه را بر عهده داشت. در اواخر دهه شصت، به پاریس سفر کرد و در آنجا تئاتر خواند و با جریانها، روندها و مکاتب مختلف صحنه اروپا آشنا شد. حرفه او به عنوان نمایشنامهنویس در اوایل دهه شصت با چندین نمایشنامه کوتاه (تک پردهای) آغاز شد که با نمایش مضمون اساسی او مشخص میشدند: رابطه بین فرد و جامعه و مقامات آن. در اواخر دهه شصت، که با شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ با اسرائیل آغاز شد، تئاتر سیاسی عربی متولد شد. این شکست منجر به ایجاد سطح جدیدی از آگاهی در میان هنرمندان و روشنفکران، به ویژه نسبت به مطبوعات تحت کنترل دولت و نفوذ آن در فرهنگ عامه، شد. در سال ۱۹۶۹، وانوس به همراه گروهی از نمایشنامهنویسان، خواستار برگزاری جشنواره هنرهای تئاتر عرب در دمشق شد که بعدها با حضور نمایشنامهنویسانی از سراسر جهان عرب برگزار شد. در این جشنواره، او پروژه جدید خود را معرفی کرد: «تئاتر سیاسیسازی» که جایگزین «تئاتر سیاسی» سنتی شود. او قصد داشت تئاتر نقش مثبتتری در روند تغییرات اجتماعی و سیاسی ایفا کند. از دیگر نمایشنامههای قدرتمند او میتوان به «فیل، پادشاه همه زمانها» (۱۹۶۹)، «پادشاه، پادشاه است» (۱۹۷۷) و «سفر حنظله از خواب به آگاهی» (۱۹۷۸) اشاره کرد. در اواخر دهه هفتاد، وانوس به تأسیس و بعدها تدریس در مؤسسه عالی هنرهای تئاتر در دمشق کمک کرد. او همچنین مجله «تئاتر لایف» را تأسیس کرد که سالها سردبیر آن بود. در سال ۱۹۸۲، و پس از محاصره و حمله اسرائیل به بیروت، او دورهای از شوک را پشت سر گذاشت و به مدت یک دهه از نوشتن دست کشید. وانوس در اوایل دهه نود میلادی، با بازگشت به عرصه نویسندگی، مجموعهای از نمایشنامهها را به تئاتر عربی ارائه داد که از آثار پیشینیان خود، سیاسیتر بودند و با «تجاوز» (۱۹۹۰)، نمایشنامهای درباره درگیری اعراب و اسرائیل، آغاز شد. از آن زمان، او «بخشهایی از تاریخ» (۱۹۹۴)، «آیینهای نشانهها و دگرگونیها» (۱۹۹۴)، «رویاهای اسفناک» (۱۹۹۵) و «روزی از زمان ما» (۱۹۹۵) را نوشته است.

