پیام روز جهانی تاتر ۱۹۹۹ توسط یگدیس فینبوگادوتیر
«چرا ما در روزگاری که در عصر تکنولوژی میتوانیم همه چیز را در خانه داشته باشیم، برای داشتن یک تئاتر زنده تقلا میکنیم؟
یا آیا در روزگار تلویزیون، ویدیو و سیدی، اداره یک تئاتر زنده ضروری است؟
با وجود این واقعیت که گنجینهای از نمایشنامههای باشکوه کلاسیک و مدرن و انبوهی از بازیگران و کارگردانان بااستعداد در اطرافمان داریم، دائماً به ما گفته میشود که تئاتر در وضعیت بحرانی قرار دارد. به نظر میرسد این بحران ماهیتاً دو وجهی است: از یک سو، مسئله پول یا فقدان آن و از سوی دیگر، مسئله سودمندی یا فقدان آن مطرح است. وقتی این دو چیز با هم همراه میشوند، مردم عصبی میشوند و نقش و جایگاه تئاتر را در جامعه مدرن زیر سوال میبرند.
در پاسخ به این، میتوان دو سؤال پرسید: اولاً، تئاتر چه زمانی در وضعیت بحرانی نبوده است؟ و ثانیاً، اگر هست و همیشه بوده است، چرا مدتها پیش آن را به عنوان یک شکل هنری رها نکردهایم؟ بدیهی است که مشکلات مالی و سایر مشکلات قرنهاست که تئاتر را آزار میدهد. تعدادی از بزرگترین درامنویسان ما به اندازه کافی خوش شانس بودهاند که بخشی از… تئاترهای پررونق، اما بسیاری دیگر مجبور بودهاند بدون هیچ پاداش مالی و گاهی بدون شناخت مناسب، دست و پنجه نرم کنند. کشاندن مردم به تئاتر نیز یک مشکل بوده است، مشکلی که باعث شده برخی از شرکتها به دنبال محبوبیت باشند و آنچه را که فکر میکنند مخاطبان میخواهند به جای آنچه خودشان دوست دارند اجرا کنند، ارائه دهند.
اما با وجود تمام مشکلاتی که با ادامهی فعالیت تئاترهایمان همراه است، چرا هرگز آنها را رها نکردهایم؟ آیا ممکن است ما انسانها تمایل غریزی به ایفای نقشها و تماشای ایفای آنها توسط دیگران داشته باشیم؟ برخی چیزها از طریق تجربه آموخته میشوند، برخی دیگر از طریق الگو، و تئاتر هنر شگفتانگیزی است که با مشاهدهی دیگران در حال گذر از چیزهایی که حقیقت خودمان را به عنوان انسان بهتر به ما نشان میدهد، یادگیری را با الگو فراهم میکند.
تئاتر میلیونها دیدگاه از زندگی دارد، اما همه آنها در این نکته مشترک هستند – ما مینشینیم و خودمان را در چیزی که میتوانیم آن را «فاصلهی صمیمانه» بنامیم، درگیر میکنیم. تعداد بسیار کمی از اشکال هنری دیگر به ما این ترکیب ذهنی و عینی، فکری و احساسی را در چنین سطح عمیقی میدهند.
اما فقط فرم نیست، بلکه هنرمندانی هستند که فرم را فراهم میکنند، هنرمندانی با انرژی خارقالعاده. کسانی هستند که میگویند این کار را میکنند برای تشویق است، و مطمئناً همه ما دوست داریم به خاطر کاری که خوب انجام میدهیم مورد قدردانی قرار بگیریم، اما بازیگران افرادی هستند که باید بازی کنند. آنها یک میل و اشتیاق ذاتی – و شجاعت – دارند که برای لحظاتی کوتاه، به کسی غیر از خودشان تبدیل شوند. نمایشنامهنویسان، کارگردانان و بازیگران هنرمندانی هستند که دنیایی را که در آن زندگی میکنند از طریق ایفای نقشهای پیچیده تفسیر میکنند.
هم تئاتر و هم عرصه بینالمللی نیازمند مراقبت و توجه هستند، اما به همان اندازه نیازمند خوشبینی نیز هستند. بدون خوشبینی، آمیخته با کمی واقعگرایی، هیچ تئاتری نمیتواند زنده بماند. تئاتر، به عنوان نمونهای کوچک از جامعه ما، آنچه را که در دنیای بیرون انجام میدهیم، منعکس و گاهی اوقات از نو خلق میکند. تمام درگیریها و کشمکشهای انسانی، جاهطلبیها و رویاهایمان به طرز سخاوتمندانهای در آنجا به تصویر کشیده میشود. همانطور که یک نمایشنامهنویس نسبتاً مشهور انگلیسی گفته است، تمام جهان یک صحنه است و در آن صحنه، بازیگر به نمادی از انسان با تمام کاستیها و ضعفهایش، با تمام امیدها و آرمانهای والایش تبدیل میشود.
اگر کمدی شکلی است که در آن نقاط ضعف و تقصیر دیگران را میبینیم و آنها را میپذیریم، پس تراژدی شکلی است که در آن خودمان را میبینیم و سعی میکنیم برای تغییر (امیدوارم…). در هر دو شکل، ما چیزی از مسیر بقا میآموزیم – در کمدی، سازش را میآموزیم و در تراژدی، میآموزیم وقتی جایی برای سازش نیست چه اتفاقی میافتد.
البته تئاتر باید با رقابت کنار بیاید. چه کسی این روزها این کار را نکرده است؟ آیا تئاتر هنوز در جامعهای که سینما، تلویزیون و کامپیوتر بسیار محبوب هستند، نقشی دارد؟ پاسخ مثبت است – زیرا هر چیز دیگری که این رسانهها ارائه میدهند، یک چیز وجود دارد که نمیتوانند به ما بدهند. سینما، همانطور که همه میدانند، بزرگتر از زندگی است. این بخشی از عملکرد و جذابیت آن است. از سوی دیگر، تلویزیون و کامپیوتر معمولاً کوچکتر از زندگی هستند، اشکالی که دنیایی از تجربه را بر روی یک صفحه نمایش کوچک خرد میکنند. اما تئاتر دقیقاً به اندازه زندگی است، نه بزرگتر و نه کوچکتر. موضوعات و دغدغههای آن ممکن است ابعاد بزرگتری به خود بگیرند، اما خود فرم به اندازه زندگی است و اینگونه است که ما آن را دریافت میکنیم. بنابراین هیجان و لذتهای آن از نوع متفاوتی با سینما، تلویزیون و کامپیوتر است و سطح تعامل آن اساساً انسانیتر و صمیمیتر است.
پس بیایید برای تئاتر زنده، زندگی طولانی و پررونقی آرزو کنیم و هر زمان که پرده برای یک اجرای تئاتر جدید یا تجدید شده در هر کجای دنیا که اتفاق بیفتد، بالا میرود.
یگدیس فینبوگادوتیر
یگدیس فینبوگادوتیر، چهارمین رئیس جمهور ایسلند، اولین زن در جهان بود که به عنوان رئیس دولت قانونی انتخاب شد.
رئیس جمهور ویگدیس که طبق سنت ایسلندی با نام کوچک خطاب میشود، اولین بار در سال ۱۹۸۰ انتخاب شد و متعاقباً سه بار دیگر انتخاب شد تا اینکه در سال ۱۹۹۶ تصمیم گرفت دیگر نامزد نشود.
در طول دوران ریاست جمهوری خود، رئیس جمهور ویگدیس خود را وقف پرورش هویت و تمامیت ملت کرد: زبان و فرهنگ متمایز آن. جوانان و آموزش از جمله دغدغههای اصلی او بودند و او یکی از اعضای بنیانگذار انجمن “نجات کودکان” در ایسلند بود.
ویگدیس فینبوگادوتیر که به خاطر سهم مهم خود در مسائل زیستمحیطی ایسلند مانند احیای جنگلها و احیای زمین مورد تحسین قرار گرفته است، در سال ۱۹۹۶ جایزه ویژه احیای زمین را دریافت کرد.
او که سخنگوی متعهد حقوق بشر است، همچنین عضو افتخاری مادامالعمر انجمن حقوق زنان در ایسلند است. رئیس جمهور سابق همچنین نماینده کشورهای شمال اروپا در مجموعهای از رویدادهای مهم با عنوان «اسکاندیناوی امروز» بود. این رویدادها از سال ۱۹۸۱ در ایالات متحده آمریکا، ژاپن، روسیه و آمریکای جنوبی برگزار شد.
ویگدیس فینبوگادوتیر نشان شوالیه نخلهای دانشگاهی را دریافت کرده است، نشان افتخاری که توسط وزارت آموزش، تحقیقات و فناوری ملی فرانسه اعطا میشود و دکترای افتخاری از بسیاری از دانشگاههای فرانسه، ایالات متحده آمریکا، کانادا، فنلاند، سوئد، بریتانیا و ژاپن دریافت کرده است.
تئاتر، ادبیات و زبانها سه گرایش اصلی در تحصیلات ویگدیس فینبوگادوتیر بودند. پس از ترک کالج ریکیاویک، او در دانشگاه گرونوبل زبان فرانسه و بعداً در اوپسالا در رشته زبانشناسی فرانسه تحصیل کرد. پس از تحصیل در رشته ادبیات و نمایش در دانشگاه سوربن پاریس، علاقه روزافزون او به تئاتر سرانجام او را به کپنهاگ کشاند تا تاریخ تئاتر را مطالعه کند. او در بازگشت به ایسلند، تحصیلات خود را با اخذ مدرک در رشتههای ادبیات و آموزش زبان انگلیسی و فرانسه تکمیل کرد.
تدریس، اجرای برنامههای هنری در تلویزیون، توسعه و اجرای یک دوره آموزشی برای راهنمایان گردشگری و کارگردانی یک گروه تئاتر بزرگ، فعالیتهای حرفهای غنی و متنوعی بودند که پیش از انتخاب ویگدیس فینبوگادوتیر به ریاست جمهوری ایسلند در سال ۱۹۸۰ انجام شدند. با این حال، ویگدیس از طریق اجرای برنامههای هنری و ارائه دروس فرانسه برای تلویزیون دولتی ایسلند بود که به شهرت و محبوبیت ملی دست یافت.
عشق شدید او به تئاتر که هنوز هم به قوت خود باقی است، ویگدیس عضو اولین گروه تئاتر تجربی بود که در ایسلند تأسیس شد.
در سال ۱۹۷۲، او به عنوان مدیر گروه تئاتر ریکیاویک (Leikfélag Reykjavíkur) و بعداً تئاتر شهر منصوب شد، سمتی که به مدت هشت سال بسیار موفق در آن فعالیت داشت و توجه ویژهای به نمایشنامهنویسان ایسلندی داشت. از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ او عضو کمیته مشورتی امور فرهنگی در کشورهای اسکاندیناوی بود.
اگرچه ویگدیس فینبوگادوتیر در سال ۱۹۹۶ ریاست جمهوری ایسلند را ترک کرد، اما همچنان در زندگی عمومی فعال است. او ریاست شورای بینالمللی رهبری زنان را که تازه تأسیس شده است، بر عهده دارد.
در ۲۸ اکتبر ۱۹۹۸، او به عنوان «سفیر حسن نیت یونسکو برای زبانها» منصوب شد و به طور خاص در همکاری با یونسکو برای دفاع از تنوع زبانی و ترویج آموزش چندزبانه فعالیت میکند.
vigdis finbogadotir, cheharmin raeis jamehor island, olin zan dar jacpehan bud keh bah onvan raeis dolat ghanoni entekhab shod.
raeis jamehor vigdis keh tabagh sent islandi ba nam kuchak khatab mishod, olin bar dar sal 1̱9̱8̱0̱ entekhab shod ve moteaghaban seh bar digar entekhab shod ta inkeh dar sal 1̱9̱9̱6̱ tasmim garaft digar namzad neshod.
dar tul doran riast jamehori khod, raeis jamehor vigdis khod ra vaqf prorsh npavit ve tamamit malat kard: zaban ve fareang motemayz an. javanan ve amuzesh az jomleh daghedghesnpehei esli o bodand ve o yeki az azaye baniangozar enjaman “najat koodkan” dar island bud.
vigdis finbogadotir keh bah khater sonpam manpam khod dar mosael zistmahiti island manand ehyaye jangeleya ve ehyaye zamin moord tahsin gharar garafteh est, dar sal 1̱9̱9̱6̱ jaizeh vizheh ehyaye zamin ra daryaft kard.
o keh sokhangoye motead hoquq beshar est, npamchenin ozv aftakhari madamolomr enjaman hoquq zanan dar island est. raeis jamehor sabagh npamchenin namayandeh keshorehaye shmal oropa dar majmueyeyi az roydadehaye manpam ba onvan «eskandinavi emruz» bud. in roydadehya az sal 1̱9̱8̱1̱ dar eyalat motahdeh amrika, japan, rosiyeh ve amrikaye jenobi bargozar shod.
vigdis finbogadotir neshan shvaliyeh nakhalenpehei daneshgangi ra daryaft kardeh est, neshan aftakhari keh toset vazart amuzesh, tahghighat ve fenavari moli faranseh eta mishod ve doktraye aftakhari az besiari az daneshgangnpehei faranseh, eyalat motahdeh amrika, kanada, fanland, sooed, baritania ve japan daryaft kardeh est.
teatar, adbiat ve zabannpana seh gerayesh esli dar tahsilat vigdis finbogadotir bodand. pes az tark kalj rikiavik, o dar daneshgah geronobel zaban faranseh ve baedan dar opesala dar rashteh zabanshenasi faranseh tahsil kard. pes az tahsil dar rashteh adbiat ve namayesh dar daneshgah sorban paris, alagheh rozafzun o bah teatar saranjam o ra bah kapaneyag keshand ta tarikh teatar ra motaleh kand. o dar bazgasht bah island, tahsilat khod ra ba akhz madrak dar rashtehnpehei adbiat ve amuzesh zaban englisi ve faranseh takamil kard.
tadris, ejraye barnamegnpehei npannari dar talvizion, toseeh ve ejraye yek doreh amuzeshi baraye ranpannamayan gardashgari ve kargardani yek garveh teatar bozorg, faalitenpehei harfehyi gheni ve motenoei bodand keh pish az entekhab vigdis finbogadotir bah riast jamehori island dar sal 1̱9̱8̱0̱ enjam shodand. ba in hal, vigdis az tariq ejraye barnamegnpehei npannari ve araeh dros faranseh baraye talvizion dolti island bud keh bah sheert ve mohbubit moli dast yaft.
esh shodid o bah teatar keh cpehnoz npam bah ghoot khod baghi est, vigdis ozv olin garveh teatar tajrobi bud keh dar island tasis shod.
dar sal 1̱9̱7̱2̱, o bah onvan madir garveh teatar rikiavik (Leikfélag Reykjavíkur) ve baedan teatar shehar mansoub shod, samti keh bah madat npasht sal besiar mofegh dar an faalit dasht ve tojeh vizhesyi bah namayeshenamehnevisan islandi dasht. az sal 1̱9̱7̱6̱ ta 1̱9̱8̱0̱ o ozv kamiteh moshorti amor fareangi dar keshorehaye eskandinavi bud.
agarcheh vigdis finbogadotir dar sal 1̱9̱9̱6̱ riast jamehori island ra tark kard, ema npamchenan dar zandegi amomi faal est. o riast shoraye binolmollli rayabri zanan ra keh tazeh tasis shodeh est, bar eadeh dard.
dar 2̱8̱ ektebar 1̱9̱9̱8̱, o bah onvan «sefir hasan nit yonsko baraye zabannpana» mansoub shod ve bah tur khas dar npamkari ba yonsko baraye dafa az tano zabani ve tarvij amuzesh chandezbaneh faalit mikand.
Mehr anzeigen

