آنچه در اینجا میخوانید یک تکلیف درسی بود که نگارنده به پاس حضور در کلاسهای بازیگری در رادیو زیر نطر استاد جمید سمندریان در سال ۱۳۶۴ نوشتم.
نگاهی به آثار دورنمات پی دی اف
نگاهی بر آثار نمایشی دورنمات با مکثی بر نمایشنامه
نویسی مدرن و ملاقات بانوی سالخورده
اصغر نصرتی
فهرست مطالب
۱- مقدمه
هنر مدرن
درام نویسی معاصر
سبک اکسپرسیونیسم
۲– بخش اول
زندگی نامه فریدریک دورنمات
۳– بخش دوم
نقدی اجمالی برنمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده
نقد چیست
خلاصه داستان
نقد محتوایی
نقد فربی
۴– منابع
مقدمه
هنر مدرن
برای تسهیل در امر شناخت تنوع پرداخت های هنری از حیث مجموع قوانین ” استیک” دیا کہ کس استیک هنر را به سه جریان عمده تقسیم نموده اند که آن سه را کلاسیک، فولکوریک، مدرن میدانند. اگر چه با این نوع دسته بندی مستقیماً کاری نداریم ولی ما نیز برای تسهیل در امر رسیدن به مقصود، این تقسیم بندی را می پذیریم
آنچه در این مقدمه منظور ماست شناختی، هر چند اجمالی، هنر مدرن میباشد چرا که شناخت درام نویسی معاصر و چگونگی زایش این درام تنها از طریق آگاهی از هنر مدرن مسیر است و لا غیره
قولی هنر را نوعی “شناخت واقعیت از طریق تجربه، به اتکای یک فلسفه با تاکید بر کیفیت” تعریف نموده اند و ما نیز این قول را پذیرفته ८८ و بر اساس این نظریه هنر مدرن را تفسیر میکنیم.
وقتی هنر را نوعی شناخت بدانیم و شناخت را نیز انعکاس جهان پیرامون در مغز، لاجرم به این نظر می رسیم که زایش هر پدیده هنری انعکاسی از طبیعت و جامعه و کیفیت ارتباط انسان در میان این رو می باشد.
به همین دلیل برای تعمق افزونتر از بهر آنکه بدانیم هنر مدرن چگونه خود را به جامعه انسانی معرفی کرده و به چه نحوه بوجود آمده، پیش از همه می بایستی مکان و اوضاع و احوال تاریخ پیدایش هنر مدرن را بدانیم.
همه چیز بعد از جنگ جهانی اول آغاز شد و این آغاز در قارهائی به نام اروپا رخ داد، اگر چه پیش از جنگ جهانی اول، یعنی در اواخر قرن ۱۹ تکانه هایی بر اندام هنر به معنای اعم و درام نویسی و تئاتر به معنای اخص آن توسط افرادی مانند ایبسن و استریند برگ وارد آمده بود، ولی همانطور که گفته شد نضج واقعی را در هنر مدرن همانا پس از جنگ جهانی اول یعنی ۱۹۱۸ می توان دانست.
جهان آنروز یعنی سالهای ۱۹۱۳ -١٩١٤ در یک التهاب بسر می برد، جنگ به نیت گسترش بازار اقتصادی از سوی آلمان و همدستانش آغاز شد و سرانجامش به شکست آلمان و تجزیه امپراطوریها منجر گشت.
جنگ بابخردانه ارمغانی جز تباهی و فقر و بیکاری و گرانی و در یک کلام در ماندگی برای اغلب کشورهای اروپایی چیز دیگری نداشت. این اوضاع و احوال برای انسان اروپائی، حتی برای پیروزمندان جنگ (به جز آمریکا)، چیزی جز سرگشتگی، شکست، بی اعتباری تئوریهای اقتصاد سیاسی ثمره ای نداشت. بی شک هنر مدرن در چنین اوضاع و احوالی پرورش یافت و به روشنی می توان درک کرد که این هنر انعکاسگر کدام احساسها خواهد بود. شاید شگفت نباشد که بدانیم اکثر «روش (مکتبهای) هنری» مدرن از کشور آلمان سر بر افراشتند. این مطلب با کمی تعمق بدیهی به نظر می رسد که جای بحث آن در اینجا نیست.
البته نکته بسیار ظریف و مهمی که در این جا نبایستی فراموش شود این است که هنر مدرن تنها در سرشکستگی کشوری مثل آلمان و یا دیگر کشورها در مسائلی مانند گرانی و تورم اقتصاد و امثالهم خلاصه نمی شود و چنین کاری خطائی بزرگ در پژوهش هنر مدرن است. چرا که هنر مدرن بر اساس ضرورتهای متنوعی زایش یافته که بخشی از آن ضرورتها روند تکاملی هنر و گسترهی خلاقیت هنری است. لیکن ما علت عمده تحول اساسی و پیدایش نحوه ی جدید در هنر را همان دگرگونی اجتماعی – اقتصادی و سیاسی جامعه میدانیم. چرا که خلاقیت هنری را متاثر از چنین اموری می دانیم.
اگر چه هنر مدرن زمانی قریب به یک قرن را در تسلط خود دارد و اگر چه هنر مدرن برای خود لاف و گزافههای فراوانی قائل است، لیکن هنر مدرن از حیث زیبائی شناسی، نقش اجتماعی و غیره در پیچیدگی هایی بسر می برد که پاسخ قطعی بر له و یا علیه او نمی توان صادر کرد.
ولی آنچه روشن است این است که هنر مدرن وجود دارد و خلاقیتهای فراوانی در این عرصه چه در جنبه مثبت و چه در جنبه منفی به حجم هنر افزوده است.
یک نکته را در اینجا فراموش نکنیم؛ هنر مدرن را نمی توان تنها در یک روش هنری خلاصه کرد. زیرا سبک های متنوعی در این هنر می باشد. از سوی دیگر هر سبک نیز تنها به طور نسبی از سبک های دیگر تفکیک پذیرند. چرا که سبک های هنری تا حدود زیاد در یکدیگر موثرند و تفکیک مطلق آنها ممکن نیست. یعنی در هم تنیدن مکاتب در هنر مدرن چه از حیث محتوی و چه از حیث شکل یکی از ویژگی های مدرن است. این ویژگی نیز متاثر از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک عصر ما سر چشمه می گیرد.
درام نویسی مدرن
درام نویسی در عصر حاضر در واقع همانا هنر مدرن در قالب درام نویسی و تاتر می باشد.
ویژگی های فعلی ، به طور عمده، درام نویسی معاصر برای دستیابی به و از دو جهت دچار تحول گشته است. تحول اول تحولی مضمونی یا محتوائی است و تحول ،دوم تحول تکنیکی (تحول) اخیر در اجرای درام نیز صادق است) پیش از هر چیز در هر درامی انسان مورد نظر می باشد و در واقع تفاوت
اساسی میان درام نویسی کلاسیک و مدرن در نحوه برخورد با اعمال این انسان خاکی است و اینکه انسان در گیر با چه کس پاکستانی و یا چه چیز ویا چیزهایی است.
درام در شکل کلاسیک خود برای توصیف احساسات و عوالم درونی انستان او را در برابر یک نیروی ما فوق زمینی قرار می دهد. و از این راه سرنوشت انسانی را ضمن مطلق بودنش تنها بدست خدا یا خدایان می داند. البته قهرمان کلاسیک، انسانی یک بعدی می باشد.
درام در شکل مدرن خود اولا انسان را از مسائل آسمانها به سوی به زمین کشیده، ثانیا او را با هم جنسان خود درگیر می کند در اینگونه درام ها قهرمان انسانی یک بعدی نیست تغییر و تحول در انسانها اساس درام نویسی مدرن است. از دیگر در این نوع درام انسان شدیداً با جامعه در گیر است و فرآیند این درگیری موجب پیدایش مکتب های متنوع در هنر مدرن گشته است.
بی شک تحول محتوائی ، چه از حیث انتخاب موضوع، نحوه حل موضوع و نیروهای درگیر موضوع به تحول مشکلی (صوری) انجامید. یعنی اگر چه گفتن و چگونه دیدن گفته – متحول گشته بود پس لاجرم چگونه گفتن نیز می بیاتی متحول گردد. چرا که اندیشیدائی نو قالبی نوین می پذیرد، به قول مولانا :
“ای برادر قصه چون پیمانها نه است معنی اندر وی بسان دانه است”
شکل یا فرم) مولود طرز برخورد هنرمند به مصالح اولیه هنری (اعم از رنگ سنگ ، ،آهنگ، ژست ، وزن، لفظ، و غیره) و شیوه ترکیب آنهاست. در این رابطه نیز هنر مدرن تغییرات فراوانی به همر داده است. درام کلاسیک که وجودی مستقل داشت و تماشاچی غیر فعال و بدون تحرک بود در ارام مدرن فعالیتر گشته است (البته این فعالی در همه تنوع های هنرمدن به یک اندازه نیست زمان آن وحدانیت کلاسیک ارسطو گفته را دیگر بر خوردار نیست و مکان نیز ثبات مطلق کلاسیک را ندارد.
در اینجا نبایستی تفاوت زبان در درام مدرن را با درام کلاسیک نادیده -گرفت چرا که شیوه دیالوگ در آثار کلاسیک تبدیل به مونولوگ در آثار مدرن می شود و از آن کلمات مطنطن و با وقار کلاسیک در درام کاسته شده در بان مردم عادی در درام مدرن بکار میرود. )مگر در جایی بر حسب نیاز( و اگر بخواهیم مطلب را خلاصه تر عنوان کنیم بایستی بگویم که یکی از مکاتب عمده و مهم و قابل توجه از حیث کیفیت و کمیت پرداختی مکتب اکسپرسیونیستی می باشد که ما در بحث خود به شناخت آن نیاز داریم – آنچه تا بحال درباره هنر مدرن گفتیم تقریباً در تمام موارد بر انواع مکاتب هنری تعمیم یافتنی است از جمله اکسپرسیونیسم. لیکن اکسپرسیونیسم از مختصات دیگری برخوردار است که همانا اتنیان خط فاصل و مرز قابل رویتی برای این مکتب از دیگر مکاتب می گردد.
اکسپرسیونیسم را در زبان فارسی، فاضلی بیان گرائی ترجمه نموده است و ما در اینجا برای آشنائی بیشتر سه تعریف از اکسپرسیونیسم دست می دهیم که این سه تعریف هر کدام از حیثی مکتب مذکور را مورد توجه قرار داده اند: تعریف نخست نشان دادن مسیر انسان در جهانی که برای او بیگانه شده است. بخشی از این دنیا، مربوط به محیط شهرها می شود و اکسپرسیونیسم کوشش می کند که به هراس انگیزترین وجه، فضای آنها را تصویر کند در این گونه سبک نشان دادن جنبه های خصوصی شخصیت ها بیشتر مورد توجه نورسیده یشنامه اکسپرسیونیستی تنهاست. این یا زندگی خصوصی قهرمان بوجود نمی نمی آید است البته فقط در درام انسان در نما تنهائی وائی فقط توسط تعارضات روانی بازنه بلکه تنهائی و سرخوردگی جزئی از ویژگیهای این مکتب است
تعریف دوم اکسپرسیونیسیم یک نوع طریقه ای برای بیان احساسات است در این نوع تئاتر احساساتی را که نویسنده یا بازیگر در درون خود حس می کند بوسیله دست یا خطوط چهره ابراز می دارند. در این نوع تئاتر میزانسن (صحنه گردانی) ممکن است دیگر چندا رئالیست نداشته باشد ولی در دکوراسیون از روشنائی الکتریک یا موسیقی استفاده میشود و بازیگران به تغییر دادن صدا و حرکات خود می پردازنده
وو تعریف شوم گرایشی در هنر و ادبیات که در آغاز قرن بیستم پدید آمد و از زمان نشر مجله ادبی Die Brucke آلمانی زبان … این گرایش به عنوان -مفهومی زیبائی ،شناختی ، چیزی جز ذهن گرائی مطلق نیست باید همه قانون ها را فراموش کرد …. تنها روح ما است که انعکاس واقعی جهان است. اکسپرسیونیسم فقط به واقعیتی که خود خلق کرده ایمان دارد و هیچ توجهی به زندگی ندارد دیگر واقعیت های زندگی ندارد.”
رجحان شکل بر محتوی و جنبه های شخصی بر اجتماعی، غیر عقلائی بر منطقی
۱- برشت، فریش، در نمات؛ دکتر تورج رهنما ص ۱۵ و ۱۲.
۲- فن تئاتر و تحولات آن در دنیا؛ آقای شاهین سرکیسیان.
از ویژگی های بیان گرائی هستند؟
با توجه به این سه تعریف آنچه در نظر اول در این مکتب توجه را جلب می کند آن است که در این طریقه هنری انسان موجودی تنهاست اگر چه در اساس و دیره اجتماع است. سرنوشت انسان تاریک و مهم است. به عبارت دیگر اکسپرسیونیست انسان نوین (انسان معاصر) را همانا انسان تنها می بیند و این ویژگی انسان امروزین از دیدگاه این طریقه هنری می باشد.
این مکتب در شکل نیز دارای ویژگی هایی می باشد از جمله در هم شیدن زمان و مکان یعنی نداشتن زمان و گاهی مرگ و هستی را مخلوط کردن و در آن واحد مکانهای متفاوت را توسط صحندایی واحد نشان دادن پیش از اتمام این مقدمه باید یک نکته را خاطر نشان ساخت و آن اینکه طریقه اکسپرسیونیستی از سوی برخی هنرمندان در شکل و محتوا مورد دقت و بکار رفته و اندیشه خود را تابع چنین قالب و جهتی پرداخته اند و از سوی دیگر برخی تنها یکی از ارکان محتوا و با شکل را مورد استفاده قرار گرفته است. لوئی چی پیراندلو یکی از بزرگترین درام نویسان معاصر که ایتالیایی اصل می باشد از بانیان تئاتر اکسپرسیونیستی در محتوا و شکل می باشد که از سبک اکسپرسیونیستی وی، دو نوع دیگر سبک اکسپرسیونیستی منشعب می شود که به آنها شاتر اقرار و تئاتر سکوت تئاتر فرار) می گویند که تشریح این رو به وقت دیگری نیاز دارد
۱- انسان دوستی و هنر؛ زی من کو، ص ۱۵۰ و ۱۵۱
۲- ساکنین بندر کاله؛ اثر گئورک کایزر به از نقل کتاب “برشت – فریش – در نمات”، تورج رهنما، ص ۱۲.
که از حوصله این مقال بیرون می باشد.
افرادی چون برشت در بعضی از آثار از بعضی عناصر شکل با محتوای این سبک در شماری از آثار خود سود جسته اند و و برخی چون درنما در آثار فراوانی از خود کاملاً به شکل و محتوای این طریقه هنری مؤمن بوده اند.
به هر جهت با توجه به تعریف د ویژگی این مکتب فر در یک دورنات را نیز از جمله پیروان این مکتب می دانند و چون ما قصد آن داریم اندیشه دورنمات را به نقد کشیم به ناچار می بایستی به طور عمده او را در یکی از روش های هنری بیاییم اگر چه که نتوانیم او را به طور مطلق در یک روش هنری ویژه محدود سازیم.
بخش اول
زندگی نامه هنری خصوصی
فرید ریش با فریدریک در نمات در پنجم ژانویه ۱۹۲۱ در دهکده هائی به نام کنل مینگین در نزدیکی برن که پایتخت کشور سوئیس میباشد چشم به جهان خاکی گشود. پدرش را بمولد دورغات کشیش همان دهکده بود و پدر بزرگش اولریش دورغات در شعر و روزنامه نگاری و در اواخر عمر در سیاست دستی داشت.
مجموعه شعری پدر بزرگش هنگامی که فرید رئیس پنج ساله بود چاپ شد که این مجموعه شعر روح انتقادی و ذوق هنری اولریش دورنمات را بخوبی نشان می داد. اعتقاد است سخت مذهبی در اولریش دورنمات -تأثیرات خود را بخوبی در خانواده بجای گذاشت به طوری که پسرش (یعنی پدر فرید ریش در اوان جوانی به تحصیل علوم دینی و الهیات پرداخت و عاقبت نیز کشش شد. بی شک چنین خانواده ای با چنین تفکرات تأثیرات خود را بر روی فرزند نورس خود تا سالهای سال بجای گذا شت به طوری که دورنمات تا سالهای ۱۹۴۹ – ۱۹۴۸ فردی مذهبی به نظر می رسید .
دورنمات اگر چه در روستا زاده شد لیکن خود را یک روستائی نمیداند و معتقد است که روستا در طبیعت او انها نقش عمده ای دارد و به کنایه ادامه می دهد که وی دهاتی می باشد که آهسته سخن می گوید
دورغات به سال ۱۹۴۱ به اخذ دیپلم نائل آمد و زندگی فکری او از این تاریخ آغاز می شود چرا که وی در همین سال وارد دانشگاه می شود و در رشته اهای ادبیات و فلسفه مشغول تحصیل می گردد.
تحصیل در دانشگاه او را با مسائل فلسفی و ادبیات آلمانی و علوم طبیعی آشنا می سازد و بر گستره اندیشه اش دروازهای نوینی می گشاید
اگر بخواهیم ایام تحصیل او را بهتر روشن سازیم و این جوان سوئیسی را در دوران دانشجویی بشناسیم بد نیست به داستانی تحت عنوان تونل اثر خود وی مراجعه کنیم: «جوانی بیست و چهار ساله، تنومند. … که سیگار برگ می کشید و روی عینکش عینک دیگری داشت …. عینک آفتابی و در گوشهایش پند کرده بود یا
در این سالها وی علاوه بره بر تحصیل در علوم و ادبیات و فلسفه په نقاشی نیز روی آورد که این آشنایی کافی بود که تاثیر خود را بعدها در نمایشنامه خود نویسی بر جای گذارد. چرا که آشنایی وی به سبک های مختلف نقاشی ذهن او را نسبت به پرداخت های هنری فراح تر نمود.
معلوم نیست به چه علت دانشگاه را ترک می کند و تحصیل را پیش از اتمام رها می سازد و در همین اوان وی یعنی سال ۱۹۴۳) فعالیت هنری خود را آغاز نموده و اولین تلاش خود را در امر نمایشنامه نویسی تجربه می کند و نمایشنامه ای تحت عنوان کمدی می نویسد که هرگز این اثر چاپ نشده است. البته بر این نمایشنامه می بایستی قطعاتی به نام شب کریسمن و مامد کرسمس و نامور شکنجد را نیز افزوده و بالاخره در سال ۱۹۴۵ است که به عنوان ن پیرمرد داستانی است که به عنوا به اولین افراد بی دورنمات در روزنامه معروف شهر برن به چاپ می رسد و در همین سال وی تصویر سیزیفوس” ، “مدیر تئاتر را نیز به رشته تحریر می کشد و نمایشنامه این نوشته شده را نیز در همین سال آغاز به نوشتن می کند.
دورنمات در سال ۱۹۴۷ زندگی مجردی را رها می کند و با بازیگری به نام لتی گایسلر ازدواج کرده و مدتی در کنار دریاچه بیلر سپس به نوشاتل رفته کوچ می کنند و در همانجا برای مدتها ب زندگی مشترک خود ادامه می دهند تامین معاش برای وی در این سالها به سختی انجام می پذیرفت و اگر چه او به نوشتن نقد تئاتر د رمانهای جنایی و نمایشنامه رادیویی می پردازد لیکن هنوز خرج دی بیش از دخلش است و بیماری تند وی مزید بر علت میباشد. تا اینکه نخستین مجموعه زوبی وی به صورت کتاب چاپ می می شود که این مجموعه شامل قطعه های کوتاه فراوانی است که یکی از قطعه های این مجموعه به نام کریمین می باشد.
در قصه می بینید که در روز کریمن، سیج مرده است و سیح که در اعتقادی همانا خداست پس در نظر دورنمات همانا خدا مرده است و این کلام نیچه است: «خدا مرده است و این ادعا گاهی نخست در امر درگیری دو رنات با اعتقادات مذهبی گذشته خود است ، آغازی که سرانجامش به بی اعتقادی مذهبی می انجامد.
عاقبت نمایشنامه این نوشته شد و نمایشنامه رادیوئی همزاد را همراه او داستان تله” و “پیلاتوس” به پایان میرساند و اولین اجرای جنجالی این توس شد را در اوان زندگی مشترکش به روی صحنه می بیند. دومین نمایشنامد دورنمات ” کوره نام دارد که در دهم ژانویه ۱۹۵۸ در بازل اجرا شد. این نمایش حاکم پر میرا نشاه پیری را نشان میدهد که در کشورش هیچگونه عدل و دادی نیست لیکن چون چون حاکم حاکم بنائی خود را از دست داده است از اوضاع نابسامان کشور واقف نیست و هیچ یک از اطرافیان نیز قصد آگاه نمودن او را ندارند تا اینکه شهربان جدید عزم گفتن حقیقت را جزم می کند لیکن موفق نمی شود چرا که حکم به هیچ وجه سخن او را نمی فهمد. البته این اثر به خاطر قالبی که چندان موافق صحنه وا و اجرا نیست به روی صحنه بسیار کم برده شد مگر دو یا سه بار به روی صحنه رفته است.
در میان اجرای نمایشنامه کور و اجرای نمایشنامه در مولوس کبیر یعنی نزدیک به پانزده ماه فاصله است ادر در همین هم میان سالهای سالهای ۱۹۴۹ – ۱۹۴۸ فاصله کوتاه دورنمات از جهت فکری تغییرات اساسی یافته است و کرده و به طور مشخصی انسان مورد بحث خدا و مذهب را به طور کامل رها کرده و به طور قرار می گیرد عدالت آسمانی جای خود را به ی خود را به عدالت ت زمعنی می دهد و و به طبع تغییر مسیر فکری نحوه بیان وی نیز تغییر می یابده و مولوس کبیر نمایشنا مدائی در محکوم کردن قدرت و حکومت و و اینکه اینکه چنین اموری بسی خطرناک و زبان آور می باشند چرا که ر مولوس کبیر برای پایان بخشیدن به بی عدالتی و مجازات خود بدون کمترین مقاومتی خود را تسلیم قوای متجاوزگر سردار ژرمنی می سازد. لیکن سردار ژرمنی بر آن است که خود را تحت فرمان او سازده
اساس موضوع این نوشته عدالت اجتماعی می باشد و زبان در این اثر نقش عمده ای دارد چرا که هر یک از شخصیتهای نمایشنامه نماینده یک طبقه خاص البته شخصیت و مولوس کبیر را به بانی مشخص اجتماعی میباشند و لاجرم زبانی دارنده الـ موجی یوس قهرمان اصلی نمایشنامه فیزیکدانان شباهت می دهند که درباره فیزیکدانان بعد در سخن خواهیم گفت.
در این اثر بخوبی پیدا است که دورنمات نظری کاملاً تحقیر آمیز به قهرمان تاریخ و معیارهای پوچ اجتماعات بشری دارد چرا که رسولوس کبیر حتی نام بزرگان دنیا و در باریان خویش را بر مرغهای خود گذاشت و آنها را به همان اسامی صدا می کند.
سالهای ۹۵۱-۱۹۵۰، سالهای موفقیت وی در رمان نویسی می باشد وی با نوشتن دو رمان «قاضی و چلا دش» و «سلطن» نشان داد که وی در این زمینه نیز توان کافی دارد اگر چه که وی نتوانست در زمانهای بعد خود به ۱۹۵۱ شهرتی بدست آرد، در این دورمان وی سالهای ۱۹۵۵ مقبولیت بیشتری برای مردم یافت.
دورنمات کاملاً بر طرف نشده چرا که وی در این سالها نیز هنوز نیاز مالی دورنمات کا مجبور شده باز هم رمانهای جنائی بنویسد. به همین دلیل در این دو رمان عملاً فکر و اندیشه خاصی به چشم نمی خورد اگر چه زمانهای مردیونانی در جست و جوی 66 زن یونانی است و «قول» دارای موضوع تازه و انسجام کافی می دانند لیکن -این دورمان نیز حرفی برای گفتن ندارند اگر چه که دو رمان اخیر از نظر تلفیق نظر و هنزل آنهم بشکل استادانه از موفقیت شایان توجهی برخوردارند.
مخصوصاً زمان مرد یونانی در جست و جوی زن یونانی است.
۱۹۵۲ سالی است که دورغات را به راستی یک نمایشنامه نویس قدر تمند معرفی می کند ازدواج آقا می سی سی پی نمایشنامه ای شایان توجه است.
که دورنمات آنرا در همین سال به روی صحنه صحنه می برد و همین اجرا دورنمات را به یک شهرت اروپایی می رساند.
فاصله سالهای ۱۹۵۱ – ۱۹۵۵ در زندگی دور نمات علاوه بر نوشتن -نمایشنامه های یاد شده سالهای تلاش از برای نگارش مقالات و تقادیهای فراوان درباره شکیپیر و آثار او ، مدیر، سینگ و شیر می باشد و همچنین دورنمات نقدی بر نمایشنامه ” شیطان و خدای عزیز اثر سارتر نوشت که این نقد بر شهرت او می افزود.
سالهای مذکور ساتھ به طور مختصر سال ها سالهای موفقیت ادبی اقتصادی نویسنده سوئیسی میباشد به سال ۱۹۵۳ نمایشنامه فرشته ای به بابل می آید از خاندا دورغات تراوش می نماید که این اثر نیز بر شهرت بیشتر دورنمات یاری نمود.
پنج نمایشنامه رادیونی وی حاصل تلاش همین چهار سال نامبرده است نمایشنامه های مذکور بترتیب نگارش چنین اند دعوا بر سر سایه الاغ ( اشترانیتیکی یا قهرمان ملی گفت و گوی شبانه با آدمی مطرود ( که در ایران تحت عنوان گفتگوی شبانه گشته است هر کول و طویله او جیاس و عملیات و گا عنوان که نمایشنامه اخیر (عملیات دگا) ترجمه و در رادیو ایران نیز به اجرا درآمده است. از میان این پنج نمایشنامه بنا به گفته منتقدین ، هیچکدام شهرتی برای خود دست و پا نکردند.
برخلاف پنج نما نمایشنامه رادیوئی مذکور از دو نمایشنامه انگر از دورنمات دول رادیوئی در دست هست که «پنجیری داشانگای در آخر ها نیز نام دارند و از شهری هر یک را مختصر شرحP در خور توجه برخوردارند. به همین دلیل ما خلاصه داستان می دهیم پنچری (۱۹۵۶) بر محور شخصیتی می گردد به نام تراپس که رئیس یک شرکت بزرگ تجارتی است. ماشین وی در سفری دچار اشکال می شود دوی مجبور می شود تا آماده شدن ماشین شب را در ویلائی به اجبار به صبحبرساند. در ویلای مذکور به جز قرا پس چهار تن دیگر هستند که پس از آشنائی متوجه می شود که همگی این چهارتن از قاضیان بازنشسته هستند.
سرگرمی آن شب را قاضیان یک محاکمه ساختگی پیشنهاد می کنند. قرار بر این می شود هر یک از این حاضرین خود را یکی از افراد و اعضای محاکمه واقعی قلمداد کنند و چون آنها در زندگی واقعی نیز در چنین مقام و شغلی مشغول بوده اند به ناچار رقاضی بازنشسته انتخاب دادستان و وکیل مدافع، قاضی و جلاد از میان آن چهار قاضی گشته و تراپیس نیز علی رغم میل باطنی در متهم تصوری ایفای نقش می کند و محاکمه ساختگی از بهر سرگرمی ولی با ظاهری جدی آغاز می شود. و در سیر نمایش ظاهر جد
ظاهر جدی به محتوای جدی و واقعی مبدل گشته، ترایس علی رقم ممانعت و سفارشات وکیل مدافعه خود، اسرار زندگی و تخلفات و سو استفاده های مالی واداری خود را کاملاً از آنرو که یک محاکمه ساختگی است، شرح می دهد و دادگاه ساختگی بر چنین اعترافات واقعی تقاضای مجازات می کند. ترایس بیچاره محکوم به اعدام می شود و قرار بر آن میشود تا اجرای حکم در صبحگاه تراپیس در اتاقک زیر شیروانی محبوس می شود و با اینکه وکیل مدافعه سعی بر آن دارد تراپس را فردی بیگناه بداند و قربانی تمدن زمان ما او را معرفی کند لیکن رش دادگاه از حکم خود هر منتظر نکرده و کار به جلا د سپرده می شود و تراپس در محبس مانده صبح با اتومبیل خود راهی زندگی واقعی و ادامه اعمال جنایات جدید تری میشود.
این نمایش در سال ۱۹۵۲ جایزه انجمن نا بیابان آلمان را از آن خود کرد و علاوه بر آن از رادیوهای کشورهای زیادی منجمله ایران پخش گشته و خود را بعنوان بهترین نمایشنامه رادیونی آقای دورنمات به نام جهان معرفی کرده بوده شامگاهی در آخر پاییز به سال ۱۹۵۸ یکی دیگر از دو نمایشینا مه موفق دور نهایت است. リ
در یکی از غروب گاههای آخر فصل پائیز شخصی بنام هو فر که در گذشته -حسابدار شرکتی کوچک بوده و اکنون بازنشسته گشته است به سراغ نویسنده ای به نام گریس می آید. نویسنده اغلب رمانهایش جنایی می باشد و نویسنده ای مشهور و صاحب نام بوده و حتی برنده جایزه نوبل در ادبیات نیز می باشد. هوفر جنائی کریس در ملاقات خود با کریس نویسنده افشاء می سازد که داستانهای جنائی کربس هما ناز همانا زندگی واقعی تویسنده بود و جنایات توصیف شده در کتابهای وی در واقع اعمال زندگی واقعی نویسنده می باشد. از او یعنی کریس می نخواهد برای پنهان نگاهداشتن چنین رازی مبلغ ناچیزی معادل هفتصد سوئیس در اختیار او بگذارد. 2 فرانک
نے ری همه آثار وقتی نویسنده یقین حاصل می کند که ادعای هر فر بی جا نبود و وی همه اماکن نامبرده در آثار نویسنده سرکشی کرده و دانسته است نویسنده را خوانده و به او که این رمانها حاصل خیال بافی نیست در فکر چاره می افتد و برای اینکه روده گزاف هو فر را نپذیرد به منشی خود اعلام علام می کند که حاضر باشد تا سوژه جدیدی خود که. را چند لحظه بعد برایش دیکته خواهد کرد و همین طور که با هوفر حسابدار میکند آرام آرام او را به سوره بدار پیر صحبت به سوی بالکن کند منزل خود سوق می دهد و در لحظه ای او را از بالکن پرتاپ می کند و سپس اتفاق واقع شده را پس از لختی به میشی خود به عنوان زمان جدید دیکته می کند که در واقع رمان جدید نویسنده شکل می گیرد.
)) سخنی درباره کمدی در سال ۱۹۵۲ و سپس اشواریهای تئاتر در سال ۱۹۵۵ تألیفاتی از دورنمات در زمینه تئاتر می باشد. دورنمات در این دو اثر توانست تا حد زیادی نظریه های تئاتری خود را تدوین کننده نظریاتی که به زنم شماری از منتقدین در جنب عقاید هنری برشت داشته و از مهمتر بهترین نظریه های تئاتر در ادبیات نوین آلمانی به شمار می آیند. به شرح مبسوط این نظریات در بخش دوم گفتار خود خواهیم -پرداخت.
پس از نگارش ملاقات بانوی سالخورده” در سال ۱۹۵۵ دورنمات نمایشنامه ای را تحت عنوان فرانک پنجم نوشت که عنوان دیگر آن ابرای یک بانک خصوصی است
این نوشته تجربه دورنمات در نمایش موزیکال بود ولی این
نوشته نتوانست توجه مردم را به خود جلب کند و بازنویسی های های مکران است نیز تاثیری بر کیفیت نمایش و نظریات منتقدین نگذاشت و این نوشته در عدم موفقیت بسر برد.
هانس ما بر منتقد آلمانی درباره نمایشنامه دو زعمات ت سخن جالب توجهی میگوید این نمایشنامه اثری است در خلاف جهت نوشته؟
برشت، اما به همین سبب متاثر از او چرا که برشت می گوید گانگسترها در اصل انسانند ولی دورنمات میگوید: انسانها در اصل گانگسترند.
عدم موفقیت دورنمات درست در زمانی رخ داد که وی به حد کافی در شناخت تئاتر واقف گشته بود. لیکن این شناخت مانع از آن نشد که وی در کار نمایشنامه فرانک پنجم نیز موفق گردد.
با این همه وی از شهرت گذشته همچنان برخوردار بود و با نوشتن سالها طلاقات بانوی سالخورده این شهرت دو چندان شده بود و در همین سا جایزه نابینایان را برای پنچری، جایزه منتقدان ادبی نیویورک را برای دیدار بانوی سالخورده و جایزه شکر را برای همه آثار دریافت داشت.
فیزیکدانان نمایشنامه ای نگارش یافته در سال ۱۹۷۱ می باشد و در سال ۳۷۲ به روی صحنه رفت نیزیکدانان اثری بود که موقعیت دورنمات را به عنوان یک شخصیت هوشمند هنری امروز و یک نمایشنامه نویس جهانی کاملاً ثبت کرد.
پس از این اثر نمی توان نمایشنامه قابل توجهی را از دورنمات مشاهده کرد اگر چه نمایشنامه های جدیدی نیز نوشته است ولی بیشتر فعالیت وی به بازسازی نمایشنامه های دیگران مصروف می گردد.
با این همه وی از شهرت گذشته همچنان برخوردار بود و با نوشتن سالها طلاقات بانوی سالخورده این شهرت دو چندان شده بود و در همین سا جایزه نابینایان را برای پنچری، جایزه منتقدان ادبی نیویورک را برای دیدار بانوی سالخورده و جایزه شکر را برای همه آثار دریافت داشت.
فیزیکدانان نمایشنامه ای نگارش یافته در سال ۱۹۷۱ می باشد و در سال ۳۷۲ به روی صحنه رفت نیزیکدانان اثری بود که موقعیت دورنمات را به عنوان یک شخصیت هوشمند هنری امروز و یک نمایشنامه نویس جهانی کاملاً ثبت کرد.
پس از این اثر نمی توان نمایشنامه قابل توجهی را از دورنمات –
شاهده کرد اگر چه نمایشنامه های جدیدی نیز نوشته است ولی بیشتر
فعالیت وی به بازسازی نمایشنامه های دیگران معروف می گردد.
-۲- بخش دوم
نقدی اجمالی بر نمایشنامه «ملاقات بانوی سالخورده»
نوشتهی: فردریک دورنمات
الف – نقد چیست ؟!
پیش از هر چیز می بایستی سختی کوتاه درباره نقد و نقادی به میان آوریم چرا که دیده میشود گاهی نقد از سوی شماری به اشتباه تفسیر نقل قول از دیگران ، و غیره تعبیر می شوده و این امر متاسفانه گاهی زحمات بیشمار آن نخواد را بی ارزش می می سازد سازد و و آ آنچه که ما از زحمات آنان مشاهده میکنیم همانا افیزان بر حجم نوشتار و نه تفحص درباره مطلب مورد نظر شان است.
در واقع باید دانست به چه منظور به نقد و نقادی می پردازیم و در این امر مقصود چیست؟ آیا در نقد همانا آنچه شایسته و در خور پسند نویسنده است و به عبارت دیگر آنچه محاسن یک اثر محسوب می شود مورد توجه معناستی باشد؟! بی شک خیر. پس معایب را نیز بایستی روشن ساخت. هدف نقاد در درجه اول تشخیص سره از ناسره می باشد ( بی شک به زعم خودم -سپس تشویق آن بخش سره و طرد بخش ناسره.
نقادی در ادبیات و هنر و حتی در دیگر بخشهای فعالیت ذهنی و عملی زندگی بشری از عوامل مهم تحکیم و ثبات این جریان فکری و اعتقادی ی مفاهیم عالی تر و آرمانهای انسانی و اجتماعی تر میباشد. در در واقع واقع آنچه به سوی تقادی انجام میدهد جهت دادن به ادبیات است. این مهم نیز راهی بس مشکل و نیاز به عمارست و تعمق افزون دارد.
ما انسانها در زندگی عادی خود، به طور معمول امر تقادی را انجام می دهیم کمتر کسی نسبت به آنچه در اطرافش می گذرد نظر ندارد و نمی دهد و به قول برشت ن بی نظر وجود ندارد. ما انسانها دارای حیاتی هستیم. احساس و منطقی داریم انسان و همینان ما را جانبدار میگردانند و این فرصت نا پسند را از ما محروم می سازند که در زندگی بی نظر و بی توجه باشیم و چون چنین نیستیم انسان جانبداری می شویم بر حسب اندیشه و و فله فلسفه مسلط براند بشه و بر حسب میزان و کیفیت احساسی پی در پی پیرامون را ضمن نگریستن آنرا داری کرده و پس از وارسی باز بر حسب آن اندیشه و احساس یکی را بر دیگری از جم و شماری را بر جمعی دیگر صواب میدانیم این همان نشانه موجودیت ما در کره طوفانی زمین میباشد و به قول فاضلی تنها خوک از غرش طوفان در یاد شیون انسانهای درون کشتی بی خبر و بر آنها بی نظر است چرا که او تنها به لیسیدن آنچه بر مقابلش نهاده اند مشغول است و بس.
اما نقد ادبی این هم پاه را فراتر نهاده است و انسانی را ضمن متعهد نمودن در قبل آنچه می خواند بر او واجب می داند به یکی به تفحص نشنید و نیک را از زشت تشخیص دهد و از سلاحی اثر و انتقام گیریهای مبدل بر چیزا و هدنش اول قبول درستیها و تشویق و حمایت از چنین گفتاری و در جده دوم در درجه او طرد اصولی و منطقی و عاری از هر گونه احساساتی گشتن، سخنان نادرست، است.
بی شک این دو عمل نقادانه بر اساس هدفی استوار است که وی پیش اعتقاد به ایست داند و آن هدف همانا اعتقاد از آغاز چنین عملی بر خود واجب می داند و آ -9 ادبیات و هنر از بحر آنکه بشری را برای زیستن مهیا و برای دگرگونی های لازم اجتماعی به منظور تعالی و تکامل زندگی مجهز نمایده بی شک چنین هدفی در روند تکاملی هنر و تعالی آن به سوی اوج یا ور شایسته ای است.
خوب می می دانیم دانیم نقد نقد را در صورتی می توانیم به سلامت به انجام رسانیم که محمد نم که محدوده فعالیت نقادی خود را بدانیم و بر آن محدوده ته ن تا حد لازم واقف باشیم. پس از چنین اموری اثر مورد نقد را به یکی مطالعه کرده، فراز و نشیب و درون مایه و قالب این درون مایه را خوب بشناسیم و سر انجام این اندیشه و قالب یعنی نتیجده و علت غائی پیدایش این اثر را بدانیم
هر اثر ادبی دارای اجزاء و زوایا و نحوه ترکیب ویژه ای می باشد و باید دانست این اجزاء وزوایا و نمونه ترکیب در همه آثار به یک نوع نیست لیکن آنچه مسلم و روشن است آنست که در تمام آثا را دبی اجزایی پایدار و قابل رویت وجود دارند که تقریبا این اجزاء اولاً در تمام آثار ها کم و ما نیا لازم می باشنده البته این اجزاء در همه آثار در کمیت و کیفیت واحدی و مطلقی به سرنمی برند.
اجزاء نامبرده را اجزاء سه گانه گویند که این سه جزء هنری (ادبی) عبارتندازة الف- جزء محتوی فکری اندیشه اثر هنری) ب – مختصات بدهی ج – مختصات فنی حرف هنری ) ج .
الف- محتوای فکری را اندیشه اثر هنری) یعنی آنکه آن اثر چه می خواهد بگوید، دیا چه چه دردی دارد، از چه دفاع و چه چیز را محکوم می کند، به چه چیز شم را فرامی خواند و هدش چیست؟ こっ
ب – مقصد از مختصات بدیعی یا هنری یعنی آن اوصاف و تصاویر او سجیه ها ، نکات و تشبیهات و تعبیرات هنری که هنرمند بنگ آن می تواند واقعیت و زندگی را هر چه کاملتر، هر چه رساتر و هر چه گیراتر مفکس چهره ها و مازاه یا بندگی و آفرینندگی هنرمند همانا در همین جاست. و این قریحه ایی ذاتی و غیر اکتسابی می باشد.
ج – مختصات فنی در هر هنر یعنی مجموعه قواعدی که برای بکار بردن مصالح اولیه هنر معین لازم است و بدون داشتن آن هنرمند از عهده استفاده بیا از آن مصالح و ترکیب آنها بر نمی آید. مختصات فنی را می توان در اثر تحصیل و مارست کسب کرد
باشد. چرا که آن در هر اثر هنری (ادبی) از این شده جزه نامبرده مهم ترین جزء عنصر آن 9 که عنصر واقعی و اصلی می باشد همانا مختصات بدیعی می با ویژگی که اثر هنری را به شا به مظهر خاصی از خلاقیت شعور انسانی از ८ انواع دیگر خلاقیت جدا می کند همانا ، بدیع یا هنری بودن آنست نه اینکه مشتمل بر فکر و اندیشه ایست یا حاکی از دانستن قواعد فنی معین
البته ممکن است مختصات بدیع جامد زیبایی بر پیکر رشت اندیشیده هایی زشت ،پوچ ،کثر و زیانمند باشد با اینهمه این اثر نیز هنری است اگر چه شد گرانی در جامی زرین و افیونی معطر باشد و و چه چه بسا بها ممکن است اندیشه ای بکر و خلاق و انسانی نیز عاری از بدایع باسم هنری باشد که البته در اینجا آنرا افراد بی نمی گوئیم چرا که هر جای وعظ و خطابه و میتینگهای مبتذل نیست.
اجزاء شده گانه نامبرده به هنگام شکل یافته با ترکیبی موزون بیت و ما می رسد که همان پرداخت مشخص است که ما مطالعه و به به قرآن می پردازیم. یعنی هنگامی یک اثر بدست ما می رسد که این شده جزو نه بطور قرار دادی و خشک بلکه به شکلی و محتوای خلاقانه و منعطف و با طیف های کاملاً گین و دانشتن و روح پرور که در یکدیگر تنیده و موثر گشته اند.
جلد نا تمام است
این در هم تنیدگی و تاثیری که نتیجه اش همان اثر هزائی است نمود دهد که این دو جهات واقعی و قابل رؤیت خود را در دو جهت نشان میدهد را را در کل شکل و مضمون میگویند و نقد و نقادی در واقع روشنگری درباره این دو جهت است.
و ند گفته شد نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده و ما بر آنیم با توجه به آنچه گفته آقای فریدریش دورنمات را مورد نقد قرار دهیم امید بر آن داریم که این توجه و نقد با دقت هر چه تمامتر انجام پذیرده طلاقات بانوی سالخورده از جمله سه نمایشنامه آقای دورنمات میباشد که از لقب شاهکارهای ادبی وی برخوردار است این نمایشنامه همانطور انطور که کرد در بخش اول مقاله گفته شد به سال ۱۹۵۵ نوشته شده است و شهرت وی را دو چندان نموده است و اگر نمایشنا شده ازدواج آقای می سی سی پی دورنمات را به یک شهرت قاره ایی رساند و از حوزه آلمان خارج نمود لیکن با این نمایش او بر تمام محافل ادبی راه یافت.
خلاصه داستان :
شهری مرزی میان دو کشور سوئیس و آلمان به نام گولن از چند سیاست که در در شکستگی اقتصادی و مالی بسر می برد، روزگار مردم روز بروز در تباهی و فقر بیشتر غرق میشود و بر این ایام پایانی نیست ، کارخانه ها و معادن و ذخایر شروتی بی شماری هستند لیکن به علت نداشتن سرمایه عملا بلا
استفاده مانده و مردم از هر قشری در درماندگی مالی بسر می برنده
در این اثنا با توئی به نام فکر زاخاناسیان که اهالی شهر او را کلر و شر می شناسند پس از قریب 20 سال دوری از زادگاهش یعنی شهر گوان به موطن خود باز می گردد و بازگشت او همانا احیای زندگی بهتر برای اهالی شهر می باشد چرا که وی حاضر است آنان را از چنین وضعی نجات دهد.
کلر و شر از اخاناسیان) در شهر گوان در دوران جوانی با مردی به نام ایل آشنا گشته و پیش از ازدواج رسمی در این مدت آشنایی باردار می گردد ولی ایل از ازدواج طفره رفته و هنگامی که موضوع به دادگاه شهر ارجاع می شود ایل با توسل به صحنه سازی و حاضر نمودن شاهد قلابی به دادگاه می کند که ادعای کلروتر بی مورد و نارو است چرا که این دو شاهد نیز با او هم بستر بوده و به رویت نمی توان گفت کودک کار از آن ایل -می باشد، بلکه ممکن است از هر کس دیگری باشد و کلر یک دختر باکر نیست اگر چه دادگاه اول در سال ۱۹۱۰ تنها یک محکوم داشته، دادگاه امروز اثبات می در سال ۱۹۵۵ یک شهر را محکوم خواهد کرد و این از محمد قدرت حاصل ثروت و امکانات خانم کلر را خاناسیان توانایی را دارد. است چرا که او امروز چنین
اما این دادگاه و انتقام به خشکی و رسمیت قبلی نیست چرا که این انتقام با یک وسوسه آغاز می شود و این وسوسه حاصل وجود یک پاشنه آشیل در مردم شهر است و آن نقطه ضعف همانا فقر و در ماندگی مردم شهر است.
کلر را خاناسیان درست به هدف می زند و می گوید در صورتی که ایل را یکی از افراد شهر بکشد حاضر است شهر را از این مهلکه فقر نجات دهد.
چرا که او می خواهد یک میلیارد به این شهر بخشد که پانصد میلیون آن رودهای خشک و گرسنه هر فرد شهر را نرم می کند و پانصد میلیون آن چرخ های زنگ زده صنعت شهر را روان و راه می اندازد.
در ابتدا مردم شهر و به نمایندگی آنها شهردار چنین پیشنهادی را با قاطعیت را می کنند و این تنها ابتدای کار است و نه پایانش.
اگر نمایش از هنگام ورود بانوی کار به شهر آغاز می شود لیکن گره نمایش از هنگام طرح یک میلیا را برای قتل ایل از طرف کار و وسوسه
بوجود می آیده پذیرش آن از طرف مردم بوجود می آب
ایل نیز به نوبه خود دارای موقعیت اجتماعی می باشد وقتی او را شهر دار
آینده شهر می دانند شهر بخوبی می داند عمل قتل ایل کاری خطاست ولی -پیشنهاد خانم کار نیز کم پولی نیست و یک میلیارد دلار می تواند یک سامان مالی برای مردم شهر باشد. سامانی که به بهای مرگ یک مرد است. این کنگاس وجدان عمومی در سیر داستان ادامه دارد و عاقبت علی رقم ادعای مردم شهر که خود را وارث یک تمدن غنی می دانند و حتی مهماندار بودن شاعری به نام گونه را بر خود یک افتخار بی نظیر هی بی می دانند نند دست به عملی وحشی و غیر متمدن می زنند وایل را برای دریافت یک میلیا را می کشند.
و شهر این تغییر وضع را با خون یک انسان بوجود می آورد و بالاخره بسد شهر جامدانی نوین تن می کند اگر چه که به قول آراگون شاعر مشهور فراسه شنل نوورزین حاصل استتار یک جوی خون باشد که در زیر آن جریان دارد.
-1 1 – نقد محتوایی
الفا: موضوع
در زندگی اجتماعی مسائل و موضوعات متنوعی وجود دارد و از دیر باز نیز وجود داشته است همانطور که در مقدمه مقاله گفتیم اساس جدائی همر کلاسیک از هنر ملان همانا نحوۀ انتخاب و حل موضوع می باشد به از اهمیت -همین دلیل موضوع نمایشنامه ملاقات با نوعی سالخورده از ا قابل توجه ایی برخوردار است.
انتخاب درست موضوع نشانه بارز شناخت نویسنده از عمر خوش می باشد در این رابطه می بایست گفت یکی از نشانه های مکاتب هنری مانند تالیسم همانا انتخاب درست موضوع می باشد.
در زندگی اجتماعی و خصوصی حوادث گوارا و ناگوار به کرات و تنوع به وقوع می پیوندد. سوال اساسی برای انتخاب موضوع از همینجا آغاز می شود که براستی کدامیک از موضوعات زندگی بشری می بایستی مورد توجه باشد؟ شاید اولین بار مکتب را تالیسم این مبحث شیرین را به پیش {
کشید و پاسخ درستی بدان داده موضوع و انتخاب آن در واقع به نوعی از عقاید نویسنده سرچشمه میگیرد تصور کنید جمعی در سفر به منطقه ای خاطرات خود را می نویسند در این سفر مسائل متنوعی رخ می دهد که همگی شاهد آن هستند. لیکن همه به یک اندازه به تمام موضوعات نمی پردازنده یکی از آنها زندگی فقیرانه در نشینی ها را توصیف می کند کس دیگر ممکن است تنها مسحور بنبره و خرمی محیط شود و کس دیگر شیدای عظمت طبیعت و الا آخر
حال این سوال پیش می آید در میان این سفر ازندگی تا مرگ که هم موضوع می تواند اولا انعکاس گر اصلی سفر و ثانیا مهمترین اساس سفر را باز گویده
لیست ها می گویند موضوع عصر ما همانا انسان اجتماعی است و این مان دیگر بانه با خود و جا جامعه جامعه مه میباشد و البته شماری نیز آینده انسان و جا معدولی را نیز جزو موضوعات عصر حاضر می دانند.
به هر جهت برای ما روشن است موضوع در هنر امروز می بایستی فضلت اجتماعی یابد و گرنه به اثری نامزدی و از یا درفته مبدل می گردد. بایستی سخن از چیزی گفت که آن چیز برای بشری طرح گشته و در فکر حل آن است و یا طرح خواهد گردید و برای آزرا حل خواهد کرد. با شناخت چنین خصلتی در هنر معاصر از حیث موضوع و انتخاب آن می بایستی نمایشنامه فوق را مورد بررسی قرار داده نمایشنامه ملاقات نمایشنامه نامه اگر چه با موضوع بانوی سالخورده با توجه به خصلت موضوع در عصر حاضر نه تنها راه خطا رفته است بلکه درست به هدف توجه نموده است. نماده ظاهراً خصوصی و فردی خود را می نمایاند لیکن برای هر فردی که کمی عمیق باشد به خوبی روشن میگردد که نمایشنامه سخن از یک جمع و اجتماع در میان دارد
درست است که فکر و شر توسط ایل بار دار گشته و بچه اش تنها یک
سال عمر کرده و کار نیز از همین راه فاحشه گشته است. لیکن آنچه در اینجا اهمیت می یابد تصدیق چنین وضعی از سوی جامعه است چه آنجا که کار را محکوم می کنند و چه در اینجا که ایل را محکوم به مرگ می کنند و او را می کشند و بخوبی نمایشنامه نشان میدهد که مرگ ایل به تنهایی از طریق خانم کار و شراری ممکن است لیکن وی قصد محکومیت جامعه شهر گوان را دارد و نه با اهل به تنهائی حتی بعضی مواقع چنین نشان میدهد که به ایل علاقهمند نیز هست و حتی قبر او را در ویلای خود تدارک داده که تا آخر عمرش ایل در نزد او باشد و علائمی مانند وصول چک توسط شهردار، یعنی نماینده مردم شهر، شرکت گسترده مردم در امر قتل ایل و دخالت عناصری مثل معلم و کشیش همگی می مؤید مؤیدا این سخن است که دورنمات موضوع خود را اجتماعی می داند و انسان خود را ضمن اجتماعی بودن نبا به مکتب هنری خود تنها در مقام د ن در مقابل این اجتماع و آنچه به عنو -۱ از این پس فقط نمایشنامه ملاقات خواهیم گفت.
حکم دیا د می کند در درجه لہ یا علیه صادر می رجه اول متوجه جامعه، شهر گوان می باشد.
انتخاب موضوع بکر در سه شاهکار معروف آقای دورنمات یکی از علل اساسی شهرت وی میباشد. گفته می شود موضوع در نمایشنامدهای دورنمات به طور عام و نمایشنامه ملاقات به طور خاص از تنوع فراوان و از کثرت برخوردار است به گونه ای که خواننده می تواند به زعم خود هر بخشی از اثر را مورد نظر قرار دهد و آنرا موضوع اساسی بدانده البته این امر ممکن است ولی این عمل فقط برای ارضای منطق و عقاید خواننده مشخص قابل قبول است و گرند فلسفه پیدایی اثر به منظور دیگری است و توجه نکردن بدان در واقع سخن دورنمات را پنهان کردن و یا نپذیرفتن است. چرا که هر اثر بر اساس اندیشه خالقش شناسنامه می گیرد و تهی کردن اندیشه از آن اثرها بی هویت نمودن اثر می باشد. مگر در مواردی که با توجه به اندیشه و به فکر اصلاح عملی و یا تبلیغ فکر خاصی تنها بخشی از یک اثر را مورد توجه قرار دهم به هر جهت در انتخاب موضوع بایستی گفت در این اثر دورنمات خلاقیات شگفتی نشان داده است و به همین دلیل وی جایزه منتقدان رد می شود یورک را برای انتخاب موضوع بکر در دیدار بانوی سالخورده از آن خود کرد. خود وی درباره توجه موضوعات اجتماعی و اینکه وی با جامعه کار دارد و سخن شخصی ندارد چنین می گوید: آنچه باید در اینجا اینجا نمایشنامه ملاقات ) نشان داده شود و جدان اجتماعی است. وجدان امروز از صورت طبیعی خود خارج شده است … این وجدان فقط از فکر ریشه می گیرده
-از بخشی که سنتی بر انتخاب موضوع آغاز کردیم در می گذریم و بر بحث -دیگری مبنی بر نخوها نگرش بر موضوع از سورهی دورنمات در این اثر می پردازیم. در گذشته گفتیم آثار هنری معاصر همگی موضوعی اجتماعی دارند و گفتیم دورغات نیز چنین کرده است، لیکن آنچه باعث جدایی این نویسندگانی و دسته بندی آنان را ایجاد می کند نحوۀ نگرش بر موضوعات است چرا که شخصیت هنری یک نویسنده در اندیشه و نحوه ارائه آن نخفته است.
در اینجاست که فلسفه تفکری هر نویسنده روشن می شود و جای او را در نحوه نگرش بر روند اجتماعی و تفکر اجتماعی بازی از می یابیم.
برای همه ما روشن است که انسانی زندگی اجتماعی دارد و به هنگام زایش خود این زندگی را می بینید بدان خو می گیرد و با آن عمر را به آخر می رساند لیکن همه ما به یک نحوه به جامعه و اجتماع نمی نگریم و به یکسان بدان ارزش نمی گذاریم شماری به حمایت اجتماع بر می خیزند و آنرا مطلق کرده و نیروی بارز می دانند و شماری دیگر به فردا همیت می دهند.
این مقاله جای ای بحث و اثبات این یا آن نظر نیست لیکن آنچه برای ما روشن است اینست که بحث اصلی بر اساس نحوه قبول جامعه است. در اینکه فرد و جامعه دارای اختلافات کمی و کیفی با یکدیگرند شکی نیست و در اینکه انسان موجودی اجتماعی است و می بایستی به گونه ای خود را با جامعه ساز ده نیز نییه شکی نیست ولی آنچه در میان اندیشه و روان اجتماعی پس در ترد هنرمندان مورد تشخص است اهمیت یابی بر یکی از آنها با تعادلی بر میان جامعه و انسان است.
دورنمات با این اندیشه درباره اجتماع آغاز سخن می کند با آنچه در اینجا باید نشان داده شود و جدان اجتماعی است و جدان امروز از صورت طبیعی خود خارج شده است… وی با این سخن گام اول را بر علیه جامعه بر می دارد. به واقع او میگوید جامعه از از شه شکل طبیعی خود خارج شده چرا که به زعم او و جدان اجتماعی از چنین شکلی خارج شده است و وجدان مایعه ای حسابگرانه به خود گرفته است و نسبت به حوادث ما سو تاثیر نشان سوداگرانه می دهد. چرا؟ چون به قول دورنمات با این وجدان . فقط از فکر ریشه می گیرد.
اما این اندیشه تازه گام اول است چرا که او وقتی جامعه را محکوم میکند در واقع ناصر عناصر تشکیل دهنده آنرا نیز محکوم کرده است چرا که دو خود او می گوید: انسان نمی داند که قابل فروش است ولی خود را به همان سا سادگی می فروشد که نفت و پرده را …..
در چنین احوالی اولاً انسان از جامعه فاصله می گیرد چون وجدان اجتماعی خد شد پذیر است سپس انسان تنها می شود چرا که هر جمعی برای او خطرناک است. و این ابتدای سقوط اندیشه اجتماعی است. و نزدیکی به انسانهای دیگر تنها زمانی برای فرد مسیر و مقرون به صرفه است که نخواهد عقا خود را به کرسی نشاند عقاید و احساسات خود
به آنگونه که سن کلود به آقای می سی سی پی نزدیک می شود به آن گونه که می سی سی پی به آناستازیا نزدیک می شود و به شکلی که کار و شربه شهردار و شهر گوان نزدیک میشود و این نزدیکی به هنگام تلفیق و تاثیر پذیری به نابودی و قتل و جنایت منجر می گردد چرا که از دید دو رنات جامعه رو به نابودی است.
انسان تنهاست و چون جامعه نابکار است ولی همین انسانها در تنهایی نیز موجودی خطرناک است. کار و شر انسانی تنها ولی خطرناک
من گلود، آناستازیا و می سی سی می سی سی پی هر کدام علی رغم ادعای به ظاهر منطقی بی جامعه را به خطر می اندازنده می سی سی پی فران فر به هنگام حضور در جامعه به نحوی اعدام های می بی شمار صادر می کنده آناستازیا انسانهای آرمان زمان دار را از راه خود منحرف می کند و کلر و شر اجتماعی را به جنایت دعوت می کند
پس ترکیب ८ ، یعنی جامعه به طبع اجزاء خود فاسد است هر دو فشار انگیز و فاجعه آفرین هستند. تاثیر این ترکیب بر اجزا ء خود همچنین بر عکس چیزی جز ستم بر یکی از آن دو شهره ایی در بر ندارد و شاید هم بر هر دو کار و شر پیش از رفتن از شهر گوان ساکن همین شهر بوده و در همینجا زاده شده است. او بانیات ت و احساسات عاشقانه به ایل جز؟ دیگری از جامعه، نزدیک میشود ولی ایل با شیادی اورا از خود جدا می کند. جامعه نیز امثال ایل می باشند. حکم محکومیت کار را از طریق دادگاه که معمولا در عرف اد اجتماعی نشان ن عدالت می با باشد، صادر می کنند کار از ننده کار از همین رو فاحشه می شود چون جامعه چنین می خواهد و چون جامعه چنین می خواهد پس او نیز فاحشه میشود. چون قدرت از آن جامعه است و او فاقد چنین قدرتی است.
اور نمات معمولاً درا معمولاً در آثار معروف خود بر علیه قشر، هریانا نهاد و یا پدیده خاصی حکم محکومیت صادر می کند و در واقع کمتر مکن چنین حکمی صادر نکند. مثلا و است در پنچری و جدان فردی مورد توجه است و او می گوید که انسانها در زمان خود گناهکاران بزرگی هستند که با ظاهری بستنی و آرایش یافته به زندگی خود ادامه می دهد و در غروب روزهای آخر پائیز وی با ادبیات تسویه حساب می کند و سخن آن می کند و سخن آن اینست که ادبیات که می بایستی حاصل خلاقیت فکری و احساسی پاک ادیب باشد.
بر عکس حاصل اعمال جنایت با ر ادیب میباشد یعنی آنچه ما به عنوان ادبیات میخوانیم چیزی نیست به جز جنایاتی که نویسنده انجام می دهد و ما آنرا با به به و چه چه و چایزه نوبل تشویق می کنیم. دورنمات در این اثر نیز لبه تیز انتقاد خود را متوجه ادبیات ت می ما کند و در واقع ادبیات و نویسندگان را حاصل اعمال جنایت بار می داند. در هر کول و طویه او جیاس اینها قهرمانان دور کر ہمیں با خدا و در ازدواج آقای می می می ایی با آرمانهای بشری و در نیز یکدانها با علم تسویه حساب می کند.
شاید در نظر اول این عمل دی امری طبیعی باشد لیکن به نظر نگارنده دی با تلاش بی نظیر در هر یک از آثار خود با تک تک نهادها و ارزشهای اجتماعی بشر تسویه حساب می کند و آنها را در یک کلام محکوم می سازد.
براستی هدفادی چیست؟ روشن است. وقتی انسانی نهادها و معیارهائی قابل ارزش برایش نباشد و آنچه به بشر در جامعه تعادل روحی و فکری و انسان در چنین جامعه ای از روی اکراه و اجبار زندگ لری میدهد مورد سوال قرار گیرد در واقع فاتحه جامعه نخوانده شده است نمی گذرد که انسان روحه تنها است اگر چه بار کند ندگی زندگی می می کند کند و دیری چه با اجتماع است و چون جامعه اور ان رها نمی کند ابتدای تعارضات روحی و و فکری فرد و جامعه و جامعه شکل می گیرد و تعارضات همان انفجار اجتماع و نابودی فرد را در بردارد و این عنصر. انسانی و مایع درونی تفکر آقای دورنمات نسبت به جامعه و فرد می باشد.
نمایشنامه ملاقات …. از حیث محکومیت نهادها و ارزشها متوجه خیلی از امور می باشد در اینجا در درجه اول نخود جامعه به به معنای معنای یک گل و سپس نهادها و عناصر آن به معنای جزء دچار تزلزل و سپس محکومیت می گردند.
در این نمایشنامه مرکز عدالت یعنی دادگاه چه هنگام محکومیت کلروچه هنگام محکومیت ایل چیزی جز تابع قدرت نشان داده نمی شود
دورنمات می گوید عدالت چیزی جز قدرت نیست چرا که آن هنگام ایل قدرت داشت درو شاهد ساختگی به دادگاه آورد و کار محکوم شد و اکنون کار دارای قدرت مالی فراوان است میتواند حتی دو شاهد را اخته و کور کند و می تواند رئیس دادگاه سابق را که حکم محکومیت وی را در گذشته صادر کرده است. در کرده است پیشخدمت خود سا آب آب تکان نخورد چرا که بہت خود سازد و در این حوادث قدرت است. قدرت جراند او صاحب قدرت آنچنان عظیم است که می تواند و جدان شهری را بخرد. پس وجدانها نیز خرید و فروش می شوند.
شهردار تبلور حاکمیت نیز تابع قدرت است اگر چه او در ظاهر برای سامان یافتن شهر تلاش می کند در واقع او نیز با پول نظرات متفاوت می یا بد پس حکومت ها نیز تابع قدرتند و قدرتها جهت حرکت حکومت. را نشان می دهند و چون قدرت منشاه مالی و سرمایه ای دارد پس سرمایه اساس همه چیز است و پول تنها ارزش معیارهاست.
می بینید که در نمایشنامه تمامی ارزشهای بشر مثل گذشت جمعی مانند دوری از فساد، احترام به آرمانهای پاک و نهادهای اجتماعی همگی از ردهای اجتماعی همگی زیر بمباردمان شدید انتقادی آقای دورنمات می رود و او همه اینان را پوچ و بی مایع همی داند در نمایشنامه می خوانیم مردم شهر افتخار دارند که گونه شاعر بزرگ بزرگ شی را در مهمانسرای آنها بسر برده مهمانسرانی که بعد ها کلر و شر در آنجا تقاضای قتل ایل را را می می کند کند. نویسنده با زیبائی تمام این سخن زهر آلود خود را به نمایش می گذارد. این مهمانسرا اگر در گذشته میزبان گوته شاعر بزرگ آلمان بوده می امروز میبایستی مهماندار یک زن که تقاضای مرگ دیگر انسان را در ازای پرداخت یک میلیا را می کند را می کند باشد. باشد. دورنمات میگوید که افتخارات از ارش رش و معیارهای انسانی همه پو چند چرا که مردم این شهر اگر در ابتدای پیشنها دخانم زاخاناسیان جواب را دارند و از قول شهر دار گفتند: خانم زاخاسیان ما هنوز توی اروپا زندگی می کنیم و هنوز کافر نشده ایم. من بنام احالی شهر گوان، این پیشنهاد را رد می کنم. نام انسانیت، بهتر فقیر بونیم ما تا -دستمون بخون آلوده بشه و کلر را خاناسیان در من صبر می کنم ! فکر را خاناسیان در جواب خیلی با ابراز می دارده بلی کلر صبر میکند و جامعه سقوط می کند. کلر راهی صعودی طی می کند چرا که به احمد که به اهداف عالیه خود خود نزدیک میشود و انسانهای شهر سقوط ر سقوط می کنند.
وقتی این مردم می پذیرند که دیگر فقیر نباشد و آرام آرام راه سقوط را طی می کنند در واقع این بانگ رسای دورنمات است که می گوید: آقای شهردار و مردم شهر شما بنام پول و جنایت انسانیت را فروختید با آری به زعم دورنمات انسانیت نیز روشی است چرا که قدرت همه ارزش و نهاد ها را تعیین می کند. در اینجا دو رنات برای آرمانهای بشری پشیزی ارزش قائل نیست. او فاتحه همه این گونه مسائل را که بشریت بدان افتخار می کند مدتی خوانده و حتی حلوای آنرا نیز خورده است، چون به زعم وی عصر ما عمر قدرت است عصر فروش وجدانها توسط انسانها و خریداری آن توسط قدرتها و سرمایه هاست.
قوه قضائیه، قوه مجریه همگی بر آنند که تابع قدرت باشند پلیس شهر و -معلم شهر و کلیسا، نها رهای اساسی و تکیه گاه ه هر انسان در جامعه همگی در معرض فروش می باشند پلیس به ایل اطمینان میدهد که ما پشتیبان تو هستیم و تو چرا می ترسی مردم شهر هم که پیشنهاد خانم را خا نامیان را پذیرفته است ولی ایل بخوبی می داند شهر این پیشنها درا در روان پذیرفته است و آرام آرام راه را طی می کند. خوب توجه کنید:
ایل تقاضا می کنیم خانم کار زاخانا سیان را بازداشت کنید … کنید…
پاسبان … در در واقع شما میتونید از این خانم شکایت کنید، بعد دیگه با پله که باید تشخیص بده ایشون توقیف بشن یان کاری کرده؟
ایل – کلرز اخاناسیان از مردم شهر تقاضا کرده که منو بکشند.
پاستان د بنده هم همیچور ابتدا بساکتی ایشونو باز داشت کنیم با -، بله ؟ … من خودم اون روز اونجا بودم. اما برای پلیس هنوز دلیلی وجود نداره که بتوند به استناد اون خان ن 9 خانم زاخانا سیانو مجرم بدوند و بر ضدس اقدامی بکند. هر چی باشد، اینجا از قانون تبعیت می کنیم
خوب توجه کردید پلیس برای توجیه کار خود نداشتن دلیل می داند و حتی در ادامه این گفتگو پاسبان به ایل دلیل می آورد که قتل وی این مبلغ پیشنهادی نمی خواهد کافی است که با دو هزاره انسانی را به قتل رساندند با یک میلیارد پس پیشنهاد خانم کار جدی نیست و اگر هم باشد از روی دیوانگی است و ما می توانیم ८ آنرا جدی بگیریم و دیوانه را معیار خود بدانیم. و ما نمی .
در اینجا و در پایان کار می بینیم که چگونه پلیس از هم اکنون از خانم کلر زاخا ناسیان جانبداری می کند. چرا که نیروهای انتظامی نیز تابع قدرت هستند خود خانم کمر زا خاناسیان علت تقاضای آقای ایل را چنین توجه الوضح في
دهد:
پیشخدمت داستان از اینقراره یک ،قاضی، یک متهم، دو شاهد کاذب و یک حکم ناحق در سال ۱۹۱۰ ، ساکید از شما می پرسم، قضیه همینطوره؟
کار را خا ناسیان – همینطوره
پیشخدمت – به سراون طفل چه اومد؟ –
کلر – یکسال زنده موند .
پیش خدمت خود شما چه وضعی پیدا کردید؟
کر – فاحشه شدم .
پیندست. چرا؟
گلر – چون حکم دادگاه بمن داغ با طل زده
پیشین درست و حالا شما عدالت رو می خواهید، کار را خاناسیان؟
کالر – توانا ئیشو دارم. گولن صاحب یک میلیارد می شد، نفرایل رو بکشد. نسر طلهم
پس در اینجا دانستیم که کار عدالت رو می خواد ولی منظور دو رنات عدالت نیست او با قتل ایل در نمایش در واقع عدالت را به قتل می بیاند این شگرد زیبای دورنمات است که با لحنی شیوا سختی زهر آگین می گوید و اگر به جکها آخر توجه کنید می بینید کار بخاطر آن عدالت را می خواهد چون توانائیش را دارد پس عدالت همیشه با قدرت و سرمایه همراه است
و چون چنین امری عدالت واقعی نیست پس عدالت نیز وجود ندارد.
شهر دار که در ابتدای نمایشنامه درا نمایشنامه در ایستگاه قطار به ایل اطمینان می دهد که ولی جانشین او خواهد بود و چه کسی بهتر از او خوب گوش کنید؛
شهردار ایل عزیزم، شما از مدتها پیش محبوب ترین شخصیت در گوان در بهار آینده استعفا میدم، روی هستید. من در بهار آن این اصل با سنجات مخالف تماس گرفتم و توافق کردیم که شما برای جانشینی من پیشنهاد
بشیده
این سخن را شهردار هنگاهی می گوید کد ایل را به زاخانا سیان که هنوز نیامده نزدیک می داند و چون روابط آنها را در گذشته اطلاع دارد پس لاجرم ایل را نقطه اتصال به کار و عامل تقاضا کننده برای سامان شهر می داند.
رغم پیشینها را و توسط ولی هنگامی که کار تقاضای قتل ایل را می کند و علی رغم پیشنها شهردار در ابتدا را می شود. دیری نمی گذرد که شهر دار نیز ند گیرنده قتل ایل می شود اگر چه در ظاهر برای نجات شهر و از ایل تقاضای گذشت و ایثار بخاطر شهر می کند لیکن ماهیت سخن او چیز دیگری است و در همین جانشان می دهد که که آنچه در دربار باره ایل در گذشته گفته گذب و تظاهری پیش نبوده است از زبان خودش بشنویم:
و شهردار – اگر ما پیشنها و این خانم را ردو محکوم می کنیم معنیش تأیید اون جنایتی نیست که باعث بوجود آمدن این پیشنهاد شده و برای اشتغال پست شهرداری هم یک جور شرایط اخلاقی لازمه که متاسفانه در شما دیگر موجود نیست. اینو خودتون هم باید تصدیق کنید … شما باید از ما متشکر باشید که روی اون ماجرای نفرت انگیز پرده فراموشی کشیدیم
و این چنین نماینده مردم نیز زمزمه محکومیت ایل را می کند و حتی به ایل تاکید می کند که به هیچ وجه حق ندارد به خبرنگاران نیز حرفی بزند.
حال بپردازیم به دو عنصر و یانها را اجتماعی دیگر در جامعه ، یعنی یکی کلیسا و دیگری آموزش و پرورش و در واقع دانش معاصر ایل پس از از نا ناا امید کشتن از پلیس (پاسبان) و شهردار به سراغ کشیس (کلیسا) و به عبارت دقیق تر از مذهب کمک میجوید تا به نحوی او را از این دقدقد نجات دهد. وقتی با حرا را با کشیش در میان می گذارد و می گوید مردم شهر همگی کمر به قتل وی بسته اند و تنها منتظر هستند که یکی این عمل را انجام دهد و از کشیش تقاضای راه حل و لک ها می نماید کشیش در جواب می گوید؟
کشیش – مفیده، هر ناراحتی رو که شما الان بگذرونید بحالتون مفید رونید 0
فرار کن! همه ها ضعیفیم. از مسیحی تا کافر فرارکن، ناقوس تهدید در گولن بصد اد را و مده ناقوس خیانت، فرار کن و با موندن خودت و شیطان ن وسوسه را به دلهای ما راه نده فرار کن فرار کن!
و معلم که کمی دیر تر به سنفونی جنایت می پیوندد و درا بتدا با دکتر شهر به نزد کار را خاناسیان می رود چنین می گوید
معلم – خانم زاخاناسیان شمازنی هستید که در عشق شکست خورده اید و تقاضا می کنید که عدالت مطلق اجرا شد. در نظر من شما مثل یکی از زنهای تهران دوران باستانی هستید ولی چون ها در زوایای وجود مدن حق رو کاملاً به شما میدیم. ایند که خواهش میکنم اجازه بدین جرئت کنیم و چیز بیشتری از شما تقاضا کنیم با از فکر این انتقام وحشتناک در منظر کنید. کار ما رو بجاهای باریک نکشونید . به ما آدمهای در مونده ضعیف ، اما درستکار کمک کنید تا بتونیم زندگی شایسته تری رو شروع کنیم و خودتون رو به نیکو کاری مطلق تسلیم کنید.
کار – نیکوکاری ، آقایون، برای کیف پول میلیونرها اختراع شده ولی با نیروی سرمایه من میشه نظم دنیا رو خرید .
و در پایان این دیدار معلم به دکتر میگوید: هر کاری رو که و جدا نمون به ما دستور بده (انجام خواهیم داد) دکتر نوسانی، و عاقبت و جدان آنها که خریداری شده دستور قتل امیل را می دهد و معلم می پذیرد و اگر هم نمی پذیرد صدایش به هیچ جا نمی رسد و تفسیر مخالفی از حرفهایش می کنند و دکتر نیز کاری جز امضاء
کردن ندارد او نیز تائید می کند مرگ ایل یک سکته قلبی بوده و نه قتل عمده دورنمات در اینجا خنجر دیگری نیز به قلب جامعه می زند. از دید وی پزشک نیز که باید در عرف اجتماعی فردی مستقل باشد و تابع جریانی نباشد به کندن شهادت می دهد و سنفونی قتل ایل به اوج می رسد.
می بینید که در یک چشم بهم زدن دورنمات جهانی را بر شما تیره می کند و چنین تصور می کنید که ته از از هما همان روز نخست جهان را تیره می دیده اید چرا که خود وی نیز چنین میبیند دورنمات بسان ماهی اش می ماند که در درون آب است را و از بیرون بی خبر و معنی خشکی را هرگز نمی فهمد، مهم آن مرگ اوست و انگار دی قادر به درک جهانی دیگر نیست چرا که درک و قبول آن جهان مرگ اندیشه اوست، دورنمات در تیرگی می اندیشید و به ناچار تیرگی می نویسید و چنین نوشته بی شک تیرگی تبلیغ می کند. البته این تیرگی بسیار عربان و هولناک و هراس انگیز همانگوند که با بیستی باشد.
ند براستی وقتی انسان به آنچه که نام فرهنگ مادی و معنوی یا به قولی تمدن به خود گرفته است، پشت کند چگونه می توان مبلغ آن باشد؟ چگونه انسان میتواند امید به زندگی داشته باشد هنگامی که همه ارزش و معیارهای زندگی را به شمره می گیرد؟ بی شک با سینی یا ابله باشد یا
تبهکاره
تداد
وقتی زندگی به آنگونه که دور نماست توصیف می کند باشد دیگر زندگی نیست د اگر تا به این حد از ناامیدی وا و پوچی رسیده ایم برای چه زنده ایم، سخن از اینگونه بودن زندگی به میان می آوریم و اگر گفته شود از بهر آنکه زندگی دیگری بسازیم. این سخن جالبی است که حداقل دو رنات از پذیرش آن شانه خالی می کند.
و در واقع این راهی است که هر نویسنده ای مایل به ادامه آن نیست. آنگونه که هر نوشته و نویسنده ای می بایستی برای خود و پرداخت ن هنریش رسالتی قائل باشد امری مشکل است که همۀ توانائی خولات در آن میدان را ندارند.
تئوریسینهای رشته هنر و آنان که هنر را از زاویه فلسفه می نگرند نظریات متفاوت برای هنر و وظایف اجتماعی و رسالتش ابراز داشته اند که یکی از آن نظریات این است که بشر دائما در حال شنا ر حال است و این بشر است و چون بشری شناخت نیز برای تسهیل زندگی مادی و معنوی نیازمند به زندگی و آنجم زندگی به گونه راحت تر آن است پس بایستی خت می بایستی تغییر دهد و وقتی تغییر داد به مراد خود رسیده بشناسد و چون شناخت است و تازه این تغییر نیز محدود ها شناخت او را نیز بازگسترده تر و تغییر یافته می سازده
و همینان تصریح می کنند که بشر می از سه راه پیرامون خود را می شناسد و فلسفه، علم و هنر را این سه راه میدانند و وقتی هنر وسیله شناخت بود به ناچار دارای خطایعی اجتماعی و انسانی میشود که به هنر و ادبیات میا بدان، اینروزها رسالت می گویند. و این آن سخنی است که دورنمات آنرا می پذیرد خوب به سخنان گوش فرا دهید : پانزده روز تئاتر شماره (۳۱)
دو گا تاتر برای من صحنه ای برای عرضه نظریه ها، جهان بینی ها و عقاید گوناگون نیست؛ وسیله ای است که می خواهم با تجربه در آن با امکا
–
ناطش آشنا شوم
و اضافه می کند
وقتی که نمایشنامه می نویسید نمی خواهید بوسیله آن درس به هید یا سالهای را ثابت کنید و یا فلسفه ای را بنا نهیده زیرا هرگز نمی توانید هنر را وادار به
انجام کاری کنید.
و در جایی دیگر وی می گوید:
….. من مثل یک تبلیغات چی بسیار با یکی از همین جهان بینی های مرسوم در تئاتر در خانه مردم را می زنم با چه به عنوان اگزیستانسیالیست ، تحصیلیست ، اکبر سیونیست، یا چه می دانم مثل هر بر چسب دیگری که روی شیشه های کبوت ادبی می زنند”
براستی دورنمات به چه میزان در سخن خود صادق است. و یا به چه میزان درست می می گوید. آیا انسانی ممکن است تحت تاثیر اندیشهایی نباشد و هنگامی که تحت تاثیر اندیشه ای نبود آنرا ابراز نکند؟ ما برای چه سخن می گویم؟ برای آنکه سخنی گفته باشیم؟ حرف می زنیم برای اینکه اثبات کنیم هرافیم؟ بی شک خیر چنین نیست و اینرا آقای دورنما ی دوری تا مهرا بهتر از همه ما می داند چرا که وی از د. وی از محمد مسیاست و فلسفه سخن میگوید آلمان کشوری که در فلسفه و سیاست
براستی دورنمات به چه میزان در سخن خود صادق است. و یا به چه میزان درست می می گوید. آیا انسانی ممکن است تحت تاثیر اندیشهایی نباشد و هنگامی که تحت تاثیر اندیشه ای نبود آنرا ابراز نکند؟ ما برای چه سخن می گویم؟ برای آنکه سخنی گفته باشیم؟ حرف می زنیم برای اینکه اثبات کنیم هرافیم؟ بی شک خیر چنین نیست و اینرا آقای دورنما ی دوری تا مهرا بهتر از همه ما می داند چرا که وی از د. وی از محمد مسیاست و فلسفه سخن میگوید آلمان کشوری که در فلسفه و سیاست
اندیشه ورزان بزرگی به جهان اهدا کرده و این هدایا گاهی چشمان فراوانی
را خیره کرده
رده است.
برای کسی هم که در آن
ان محیط میزی بی
است.
ست. به همین دلیل دورنمات نیز فلسفهائی دار
بی شک خیره کننده تر
دارد اگر چه نپذیرد. این
سخن از ارسطومت که می گوید: “هر کسی فلسفه ای دارد حتی آ
را پوچ و بی مورد میداند باز
بایستی فلسفه را
باز هم برای اثبا
ی آنکس که فلسفه
ت فلسفه خود (بی فلسفگی) –
داشته باشد و هنگامی که فلسفه داشتیم به ناچار آنرا بیان می کنیم
چون سخن ما متاثر از فکر و احساسی است که با
با ماست و ما
ما
با غیر مستقیم
توسط زبان اندیشه خود را تبلیغ می کنیم چون سخن گفتن از بهر شکم سیری
نیست گویای اندیشه ای است. و تفاوت دورنمات با دیگر درام بود
یسان نیز در همینجاست.
هنگامی که دو رنات جهان را آنچنان تیره می بینید که روزنی در آن راه
ندارد. بی شک اجتماع بشری را رو به نابودی می بیند. وقتی در نمایشنامه هایش تلاش همۀ مصلحان جهان و بشر را به شکست می کشاند یعنی بشری را شکست یافته می بیند. وقتی انسان آغاز تلاشش را بستان پایان تلاش بداند و ببیند در واقع از تلاش باز می ایستد و حاضر به ادامه دادن این چرخ بی نتیجه نمی شود و ایستادن همانا گندیدن است.
به همین دلیل دورنمات سخن و عمل بشری را از پایان برای ما شکست توصیف و نقل می کند. او بشر را همان هنگام که در نوشته خود می آورد شده خورده و فاسد و کا و گانگستر می خود سلست متر می خواند و اصولاً تنها چنین انسانی را می شناسد و این انسان را از ابتدا تا به انتها چنین می بینده رو
در واقع او بر خلاف برشت انسان را گانگستر می بیند ولی برشت می گوید گانگستر انسان است. به معنای دیگر برشت می گوید گانگسترها نیز انسانند ولی دور نماست می گوید انسانها ید انسانها گانگسترند تحول و دگرگونی که به برشت برای انسان خود قاتل و خود را رو به بهبودی مایل است پسنده دورنمات او را به انتهای تحول می بیند و این انتها همانا تغییر ناپذیری انسان جایی است. و اینکه انسانی تلاش بی ثمر برای بهبود خود و ا خود و جامعه میکند
خلاصه کنیم، آنگونه که دو رنمات جهان را توصیف می کند اولا بسیار نا امید کننده است که خود این ایده می تواند متاثر از عقاید کامو و امثال
او درار و پا باشد، ثانیا این جهان ناامید کننده و تیره، تغییر پذیر نیست اگر چه که ما تلاش میکنیم و تلاش کنیم
اگر چه او راه حلی که برای ما نشان نمی دهد ولی در اندیشه امر از شده او راه حلی روشن بده بدست ما می رسد. راه حلی که بهتر از اندیشه خود نمایشنامه ها نیست. انسانی آنگاه که راهی برای بهبود خود نیابد تا بود است و دور انت پیش از اینکه راهی نیابیم می خواهد ما را نابود کنده
ه ام و در این گمان می کنم سخن را در باب محتوانی نمایش به اتمام رسانده ام باب تا حد امکان و توانایی آنچه ضرور بوده گفته ام. پس می پردازیم به بحث کوتاه کیفیت مشکل در نمایشنامه «ملاقات بانوی سالخورده”.
نقد فرمی (شکلی)
الف – سبک ادبی :
دورنمات خود درباره سبک ادبی چنین می گوید: سبک کاملاً جنید
جهانی خود را از دست داده است و فقط به صورت فردی تجلی می کند. خواهشم این است که کسی مرا نماینده یک سیرها می یا یک مفاعت ویژه نامتری نداند …..
می گوید لیکن براحتی می توان نشانه های فراوانی از اگر چه وی چنین می گوید
آثا را و یافت که دال به گرایش عمده او به سبک اکسپرسیونیسم می باشد که تعریف و ویژگی این سبک در مقدمه بازگو شد.
ایل در نمایشنامه علاقات، می سی سی پی در ازدواج آقای می سی سی پی ، سوسیسون در فیزیکدانها انسانهای تنهائی هستند که در اثر تعارضات روحی و اجتماعی در بهائی بسر می برند و امکان نزدیکی اجتماع را ندارند.
ولی آنچه دورنمات نیز می گوید درست است چرا که او بر همه قالب اکسپرسیونیستی مؤمن نیست. او بر همه قالب
ب – زبان :
–
دورنمات بر خلاف بکت و یونسکو زبان را به باد حمله نمی نمی گیرد چراکه که وی می گوید: چون به تفکر منطقی خشک علاقه دارد بر خلاف تئاتر پوچ زبان را در حال ویرانی و زوال نشان نمی دهد.
نبا به قول آقای تورج رهنما نمایشنامه ملاقات پس از ورود خانم زامنها ناسیان به شهر و و عده یک میلیارد دلار به مردم شهر، زبان مردم نیز متاثر ثروتی که در آینده به آنها خواهد رسید تغییر می یا بد میکن ما این مطلب را در ترجمه آقای سمندریان نمی بینیم. بایستی گفت با توجه به اشکال متنوعی که دورنمات برای نشان دادن تغییر مردم به کار برده مسئلاً تغییر زبان نیز چندان دور از ذهن نیست.
ج شخصیت ویژه : 0
دورنمات در اکثر آثار مشهور خود برای زن جایی ویژه ای قائل است و او را در جای مهم درام خود قرار می دهد. زن دنیا طبیعت هر سه برای او بی اعتماد هستند. آنگونه که نمایشنامه ملاقات نشان میدهد دو دنیات زن را و در یکجا در یگدیگر محو می شوند آنجا که دنیا با دنیا، جامعه، مقابل هم قرار می دهد و در یکجا در اکلی با دنیا حرف کار را می پذیرد یعنی دنیا همان همان زن است هر دو بی اعتماد و خـ و خطرناک اگر کلر شوهران بسیاری که ستازیا البته هر یک به نیتی به نظر فاحشه ای ر می کند مانند آناستازیا اور بیش نیست. هودها نیز بیشتر از او نیستند چون آنها نیز مردان یک به ای هستند و تازه دنیا نیز به سخن چنین فاحشه ای گوش فرا می دهد او نیز تبدیل به یک ماهشه گشته است.
در واقع دورنمات همیشه زنان را سمبلی از بی اعتمادی و خطر فساد نشان میدهد که خود این مسمبل نیز سمبل حقیقت دیگری است به نام جامعه، دنیای بشری.
د – شیوه کار :
دورنمات همانطور که در بخش اول گفته شده و بی در جوانی در نقاشی نیز فعالیتی داشت و آشنایی او با نقاشی های مختلف او را با ابعاد گسترده سبک های متنوع نقاشی آشنا کرد تا حدی که وی بعدها در نمایشنامه خود
از سنت های افسانه های و نقاشیهای آنها که معروف به کروسک بود الهام گرفت
در نظر می کند … من: البته خود وی دربارۀ تئاتر چنین اظهار نظرمی من ترجیح می دهم تئاترم را تئاتر پارا دو کس بنامیم، زیرا که دقیقاً همان نتایج متضاد، منطق خشک است که مرا بخود جلب می کند.
زیبائی در ترکیب اجزاء :
دورنمات را به حق استاد درای سود جستن از همه امکانات موجود در درام نویسی و تئاتر صحندائی دانست. وقتی وی میخواهد اند شهائی را به شما نشان دهد. چنان آرام و متین و صحیح حوادث را به جلو سوق می دهد که شما به هیچ وجه چیزی بر هستند که آزارتان دهد نمی بینید. شعار پرتاب نمی کند بلکه سخن را در بهترین شکل آن به شما هدیه می کند چنان که گاهی شما غافل گیر میشوید. وقتی میخواهد بگوید شهر رو به سقوط و پذیرای پیشنهاد کلر و شهر است در لحن سخن ناقوس جدید کلیسا، در لباسهای نو مردم، حتی در چاپ عکس ایل توسط زنش ما در نقشده جدید ساختمان شهرداری نشان دهد که این شیوه در نوع خود بی نظر است چنان آرام و زیبا حوادث با یکدیگر جور می شوند که انگار از اول برای چنین نیاز فکری ساخته شده اند می در یک کلام باید گفت شکل و ترکیب نمایشنامه فوق از استادی بی نظیری
برخوردار است. بکمن منتقد تئاتر در این باره چنین می گوید: دورنمات از شعور قابل توجهی در زمینه تئاتر برخوردار است حتی در مورد طرح مسائل غیر واقعی نیز چنین است. او در ارائه کار استاد است و از شوخی
زننده و طنز گزنده ابایی ندارد آن هم درست در وسط یک تراژدی
در پایان بایستی اضافه کرد نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده در تلفیق دقیق شکل و محتوا موفق ترین اثر آقای دورنمات است و به حق باید شاهکار او دانست همانطور که برخی از منتقدین چنین گفته اند.
بی شک درباره شکل و نحوه ارائه نمایشنامه ملاقات و دیگر آثار او سخن بسیار می توان گفت. لیکن چون هدف با عمدتا نقد اندیشه بوده و چون معتقد هستیم قوالب گوناگون ادبی همگی بهانه و اشکال دورنمات بوده مسخن هستند که به سخن نمای تازه ای میدهند و ما در در نهایت و نویسنده نیز در هدف غایی به سخن خود تکیه داریم پس به ناچار براندیشه او بیشتر نگید -گردیم . علاقمندان برای اطلاع بیشتر از تکنیک نمایشنامه نویسی او می توانند به منابع دیگری مراجعه کنید کنند
پایان
۱/۸/۶۴
منابع و مراجعات
نویسنده
مترجم
ن
-۱ ملاقات با نوعی سالخورده
دور نمات
حمید سمندریا حمید سمندریان
انتشارات
بردارید
-۲- گفتگوی شباند
“
علیرضا معین
نگاه
-۳- ازدواج آقای می سی سی پی
دور نماست
حمید سمندریان
ع فیزیکدانها
کرم رضائی
ه برشت، فریش دورنمای
تورج رهنما
طوس
– زمینه جامعه شناسی
آریان پور
امیر کبیر
-۷- انسان دوستی و هنر زی من کو
جلال علومی نیا
– مسائل از فرهنگ و هنر و زبان مقاله برخی مسائل مربوط به هنر و نقش اجتماعی
آن)
مروارید
— اکسپرسیونیسم
امیر علیزادگان
پانزده روز تاتر شماره ۲۹ انتشار اتر شماره ۲۹ انتشارات اداری برنامه های تامتر
۱۰ – جهان بنی دورنمات
۱۱ – چگونگی بوجود آمدن فرم نمایشی گور نمات .
-31 “”
“””
-۱۲ – فن تأثر و تحولات آن در دنیای شاهین ترکیبانان –
۳۲۷۷۰ -“
-۱۴- پژوهش آریان پور امیر کبیر

