پدر تئاتر علمی ایران
یادواره ی رفیق دکتر عبدالحسین نوشین (۱۳۵۰-۱۲۸۴)
پرده ی نخست سرباز شماره ی ۱۱
ساعت چهار بامداد یک کامیون ارتشی با ده سرباز و یک سرگرد کشیک در برابر زندان قصر ترمز می کند. سرگرد کشیک پیاده می شود و به نگهبانان شناسایی می دهد. اندکی دیرتر در بزرگ زندان قصر به روی او و کامیون همراهش گشوده می شود. کامیون در تنگ راهه (ترفنج) زندان می راند و در نزدیکی های اتاق افسر نگهبان کنار می کشد. افسر فرمانده سرگرد قبادی در می زند و وارد اتاق می شود. چیزی نمی گذرد که او و سرهنگ کشیک زندان بیرون می آیند و به سوی سالن اصلی زندان می روند. سرگرد قبادی آمده است که ده زندانی توده ای را برای محاکمه در دادرسی ارتش با ارتش با خود ببرد!! زندانیان را از سلول هاشان فرا می خوانند و به سرگرد قبادی و ده سرباز مسلح همراهش می سپارند. سرهنگ کشیک زندان بر سرشا فریاد می کشد همه ی شما اعدامی هستید و سربازها زندانیان را با خشونت به سوی در بیرونی زندان می رانند. زندانیانی که با شگفتی شاهد این نمایش سوکمندانه اند اشک می ریزند و بی تابی می کنند. سربازها زندانیان را پشت کامیون می نشانند و خود نیز سوار می شوند. و برزنت پشت کامیون را می کشند. آن گاه سرهنگ کشیک زندان نیز که ه از رفقای توده ای است به آنان می پیوندد و همراه شان می رود.

رفتنی بی بازگشت. زندانیان که پیش از آن از زندان یزد به تهران گسیل شده اند چهره هایی شناخته شده اند سرگرد خسرو روزبه عبدالحسین نوشین، دکتر حسین جودت، دکتر کیانوری علی اکبر شاندرمنی، احمد قاسمی صمد حکیمی، دکتر مرتضا یزدی، بزرگ علوی و ……
از زندان که دور می شوند کامیون ارتشی راه به راه می ایستد و سربازی با یک زندانی از آن به زیر می آید. این دو در خودرویی که چشم انتظار آن هاست می نشینند و می رانند. سرانجام نوبت به سرباز شماره ی یازده و زندانی بلند بالای همراهش می رسد. این بار نیز کامیون در کناره ی خیابان می خیابان و می ایستد و سرباز و زندانی از آن پیاده نموند. آن ها نیز در یک فولکس واگن واگن نیم دار می نشینند و در دور دست خیابان از نگاه می افتند. صحنه سازی فرار افراد کمیته ی مرکزی را من (نوشین) کارگردانی کردم…. تو گویی سرنوشت نا نوشته چنین رقم خورده بود که این واپسین و خطیرترین کارگردانی زندگی او باشد. ۲
پرده ی دوم، روسپی بزرگوار
زن، نگاه غم انگیزش را در چشم های درشت در چشم های درشت و جناب مرد می گیراند. سپس راه را بر او می بندد و به خویش می خواندش مرد بلند بالا با نگاهی سرسری گامی بلندتر بر می دارد که از کنارش بگذرد. زن اما دست او را می گیرد و با اصرار به به نازکده اش در همان نزدیکی هامی ها می خواند. مرد، ده بیا بی اعتنا راهش را کج می می کند کند که که برود اما زن این روسپی بزگوار پاریسی راهش را می بندد. سپس یکی از پستان هایش را بیرون می آورد و می و می فشارد. شیر است که بر می جهد و با چشم های اشک آلوده می می گو گوید: نیاز دارم کودک گرسنه ام چشم انتظار من است. باید هر چه زودتر به خانه بروم اما پول تراموا ندارم کمکم کن مرد از درون دگرگون می شود. غمی تلخ و سنگین بر پنجره ی چشم هایش مشت می کوبد. بغض گلویش را می می فشارد. اندکی پیش تر زنان و مردان بورژوای پاریسی را دیده بود که چگونه به رستوران ها و کازینو های گران بها می روند و به زمین و زمان فخر می می فروشند ای لعنت به این سرمایه که انسان را گرگ انسان می خواهد.
نوشین اندیشه می کند کمک به فقر، چیزی را حل نمی کند. باید کاری کرد که فقر ریشه کن شود و دیگر سر بر نیاورد. اما چگونه؟
این رویداد رنج برانگیز اما وی را به مارکسیسم – لنینیسم می رساند و راه حزب کمونیست فرانسه را در پیش رویش می گشاید. دیری برنمی گذرد که برای پیوستن به ستیهندگان اسپانیایی که با ژنرال فرانکوی فاشیست می جنگیدند نام نام نویسی رسی می کند. کند. ولی از آنجا که تاییدیه هیچ حزبی در دستش نیست راه به جبهه های جنگ
داخلی اسپانیا نمی برد. به ایران که باز می گردد بزرگ علوی را می یابد و از همین رهگذر با رفیق دکتر تقی ایرانی و گروه ۵۳ نفر آشنا می شود. ولی پیش از پیوستن به این حلقه به این حلقه ی سیاسی فلسفی، گروه ارانی لو می رود و نوشین یکبار دیگر به کناره رانده می شود. در ۱۰ مهر ۱۳۲۰ در پی آزادی گروه ۵۳ نفر، وی به همراه سلیمان میرزا و ایرج اسکندری احسان طبری رضا رادمنش و….. حزب توده ی ایران را پی می ریزد و را پی می ریزد و خود نیز به عضویت کمی ویت کمیته ی مرکزی آن در می آید. عضویتی که تا پایان زندگی وی پی گرفته می شود.
زاده ی سال و بایی
دکتر سید عبدالحسین نوشین خراسانی در زمستان ۱۲۸۴ در شهر مشهد زاده شد. پدرش محمد باقر نوشین (سلطان الذاکرین) از واعظان خوش سدا (صدا) و سرشناس شهر بود. او که نتوانسته بود در برابر و با تاب آورد نوشین سه ماهه را تنها گذاشت و رفت سال وبایی اما سه ماه بعد نیز ما در نوشین را از او گرفت گرفت. سرپرستی نوشین شیرخواره را اما دایزه (خاله ) اله اش به گردن گرفت. نوشین بزرگ تر که شد به خانه ی کاکو (دایی اش) در در پایتخت رفت و در دبستان دبستان اشراف تهران درس ن درس خواند تا . تا ۱۳۹۸) سپس به مشهد بازگشت و در حالی که ۱۳-۱۲ سال بیشتر نداشت به رزم آوران هوادار 15 مل محمد تقی پسیان پیوست و در نبردهای آزادی خواهانه ی وی شرکت جست.
در ۱۶ سالگی (۱۳۰۱) به تهران برگشت و بی که خود بخواهد به به دبیرستان نظام فرستاده شد. سه سال پس از آن اما روی آمدی تلخ تلخ ناک او را از گردونه آموزش در . در مدرسه ی نظامی بازداشت در جشن سال ۰۴ ۱۳۰۴ دبیرستان تنها به خاطر سالک روی بینی اش او را از سر صف به تها راه انتهای) آن راندند. در پی این روی آمد اما نوشین با جسارتی باور نکردنی به گرداننده ی دبیرستان گفت: در مدرسه ای که داشتن یک سالک می تواند باعث سلب تمام امتیازهای شاگرد شود. من نمی مانم . وی سپس به دبیرستان دارالفنون رفت و دیپلم خود را ) را (۱۳۰۷) از همان همان جا گرفت.
به گفته ی محمد تقی مینا کارگردان و بازیگر وی با وجود تنگناهای فراوان، در زندگی کودکی اش همیشه سرزنده شیرین و دوست داشتنی بود و خویشان هم سال خود را با شوخی ها بازی ها و نمایش های خود سرگرم میکرد.
۴ سفر به پاریس
رفیق نوشین پس از پس از دریافت دیپلم میانین (متوسطه ۱۳۰۷) همراه با ۹۹ تن از نخبه ترین دانش آموزان کشور با بورسیه وزارت معارف ایران به فرانسه فرستاده شد تا تاریخ و جغرافیا بخواند. اما او که شیفته ی هنرهای نمایشی بود پس از پایان دوره ی یک ساله ی پیش دانشگاهی اش در کنسرواتوار شهر تولوز فرانسه در رشته ی هنرهای دراماتیک نام نویسی کرد غافل که اسماعیل مرات سرپرست دانشجویان گسیل شده به ناچار بورسیه تحصیلی او را نخواهد پرداخت. پرداخت. با با این این همه نوشین در همان سال نخست چنان او در رشته ی تاثر درخشید که توانست بر صحنه برود و هنرنمایی کند. رفیق نوشین در تابستان ۱۳۰۹ برای گردآوری دست مایه آموزشی اش به تهران برگشت و نمایشنامه ی زن وظیفه شناس ۵ خود را با بازی او تا و در گراند هتل تهران بر سکو (صحنه) آورد. آشنایی و همکاری نوشین و لرتا در همین نماش، سرانجام به عشق و ازدواج (۱۳۱۲) این دو انجامید ۶
بازگشت هنرمند
نوشین سرانجام دانشگاه را به فرجام رساند (۱۳۱۱) و با خرمنی از آگاهی های نمایشی به تهران بازگشت. او که بر شیوانگاری (ادبیات) فارسی نیز چیرگی ژرف داشت در بازگشت به کشور با شماری از بزرگان فرهنگ و ادب ایران آشنا شد.
صادق هدایت، نیما یوشیج، مجتبا مینوی، فضل اله صبحی مهتدی، بزرگ علوی، دکتر دکتر پرویز ناتل خانلری و…. و این آشنایی راه را بر همکاری او با اداره ی نگارش وزارت فرهنگ ایران و از آن سو با ماهنامه ی موسیقی که هدایت و نیما نیز در آن بودند هموار کرد.
نخستین شاهکار بزرگ نمایشی نوشین سه تابلو ازال و رودابه، رستم و تهمینه و بیژن و منیژه بود که به گفته ی زنده یاد احسان طبری با این کار شخصیت هنری هنری اش بروز روز کرده نمایش در ۱۳۱۳ و در جشن هزاره ای ی فردوسی بر سکو آمد آمد و نوشین در نقش رستم)، فردا لرنا (تهمینه و….). مجتبا مینوی شاه سمنگان و علی اصغر گرمسیری و حسین خیرخواه در آن هنرنمایی کردند.
سه تابلو چنان توجه خاورشناسان اروپایی را برانگیخت که از نوشین و لرتا و خیرخواه برای شرکت در جشنواره ی تاثر مسکو فراخوان شد. (یادنامه ی نوشین، ص ۲۴) در همین سفر بود که نوشین با سبک های نمایشی کنستانتین استانیسلاوسکی و مه پرهولد و دیگران بیشتر آشنا شد. سپس به همراه لرتا و خیرخواه از مسکو به پاریس رفت و چند ماهی را نیز به پژوهش و بررسی در تاثر فرانسه و اروپای باختری گذراند. وی در فرانسه برای دستیابی به هزینه های این سفر فرهنگی یک فرهنگ فارسی – فرانسه نوشت و با درآمد ۲۰۰۰ فرانکی آن هزینه های خود و دو همراه خود و دو همراهش را در آورد.
رفیق نوشین در سال ۱۳۱۷ به دنبال راه اندازی هنرستان هنرپیشگی تهران که سید علی نصر پایه گذار آن بود برای دو سال آزگار به به تدریس فن بیان و بازیگری در این هنرستان پرداخت و سرانجام هنگامی که سیاست های این کانون آموزشی را با ذوق هنری و و جهان شناختی د دانشید دانشیک (علمی) خود ناسازگار دید از آن کناره گرفت. او خود در سال ۱۳۲۱ برای کاربست تأثر نوین کشور به پی ریزی کلاس های آموزشی پرداخت کلاسهایی که در آن ها ابراهیم گلستان، حسین خیرخواه حسن خاشع محمد علی جعفری صادق شباویز نصرت کریمی، توران مهرزاد مصطفا و مهین اسکویی محمد تقی مینا منوچه . منوچهر کی مرام، رضا رخشانی مهدی امینی، رضا مینا و…. به تدریس یا آموزش هنرهای نمایشی پرداختند. کلاس ها در دفتر روزنامه ی تمهیار ارگان سیاسی حزب توده ی ایران برگزار شد و نوشین با آموزش تاثر علمی به هنرآموزان خود سرانجام به یک گروه ورزیده ی تأثری برای به سکو آوردن بهترینهای جهان دست یافت و بدین گونه تأثرهای مدرن فرهنگ اردیبهشت (۱۳۳۳) و (۱۳۳۳) و فردوسی (مهر (۱۳۴۶) را پی ریخت. وی به شاگردان خود می آموخت که بر شیوانگاری میهن خود و موسیقی جهانی چیرگی یابند تا بتوانند بر سکوهای نمایشی بهتر بدرخشند. آرزوی نوشین این بود که بازیگران مایش هایش آموخته های های آکادمیک داشته باشند و با یک و با یک پشتوانه ی غنی اخلاقی فرهنگی، تأثر را را به دانشگاه نگاه دوم جامعه تبدیل کنند.. کنند. هم از این روی در کلاس شیوانگاری او دکتر خانلری و در کلاس موسیقی ان سعدی حسنی موسیقی دان تدریس می کردند. وی همچنین برای پاکیزه نگاه داشتن فضای تاترهایش می کوشید شاگردان دختر و پسرش با هم ازدواج کنند تا گروه نمایشی او همچون یک خانواده ی هنری با پیراستگی و وارستگی ویژه بر سکو بیایند و در جامعه نیز انسان هایی بی کمال یافته و اخلاق گرای گرای باشند.
پی ریزی حزب توده ی ایران
سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ سالهای های بازگشت آزادی نسبی و اوج و گسترش کار نمایشی نوشین و در همین حال سال های پی ریزی و شکوفایی حزب طبقه ی کارگر ای کارگر ایران بود. تنها این تاثر نوین و دانشیک کشور نیست که به سختی با نام : تی با نام نوشین گره خورده است که حزب توده ی ایران نیز این نام نیز این نام دلنشین را به نیکی می شناسد. بیش و کم یک ماه پس از جا به جایی قدرت در ایران در در دهم دهم مهر مهر ماه ۱۳۲۰ رفیق نوشین به همراه به همراه سلیمان میرزا و ایرج اسکندری، رضا روستا و….. به پی ریزی حزب توده ی ایران پرداخت و در نخستین نشست آن به عضویت در کمیته ی مرکزی حزب برگزیده شد. تنها در این سه دهه ی واپسین زندگی اوست که گاه هم هموند کمیته ی مرکزی است و گاه عضو هیئت اجرائیه آن به گفته ی رفیق احسان طبری، نوشین در نخستین کنگره ی حزب توده ی ایران مرداد (۱۳۲۳) به هموندی کمیسیون تفتیش کل حزب در آمد و با در آمد و با پذیرش رهبری کمیته ی ایالتی حزب توده ی ی ایران در خراسان به مشهد رفت. وی تا سال ۱۳۲۷ در این شهر ماند و پس از پایان ماموریت انتخاباتی اش به تهران بازگشت و بی درنگ تاثر فردوسی را پی ریخت.( ا. طبری، هفته نامه ی آرمان، ۱۳۵۸)
به یاد (به رغم) آنچه توده ای ستیزان حرفه ای می میگویند نوشین تا پایان زندگی اش نه یک عضو پاسیف و کناره نشین حزبی که هموندی دل سوز و وظیفه شناس در کادر رهبری حزب توده ی ایران بود. او در کوچ به اتحاد شوروی نیز در همه ی پلنوم های بیرون از کشور از پلنوم چهارم (تیر ۱۳۳۶) تا سیزدهم آذر (۱۳۴۸) پیگیرانه شرکت جست. نیز در فرایند انشعاب دوم از حزب نوشین همچون انشعاب نخستین خلیل ملکی انور خامه ای… در کنار رهبری حزب ماند و این انشعاب چپ روانه و ماتوئیستی را سرزنش کرد. وی تنها به خاطر بیماری مرگ بار سرطان و زمینگیر شدند در بیمارستان مسکو بود که در پلنوم چهاردهم حزب توده ی ایران نتوانست شرکت کند ولی تا واپسین دمان زندگی اش یک توده ای پیکارگر و عدالت پژوه باقی ماند و دیدگاه های خویش را در اختیار حزب و رهبری آن گذاشت.(ا. طبری پیشین)
رفیق دکتر نوشین در فرایند انشعاب دار و دسته ی –خلیل ملکی -(دی ۱۳۲۶) در نومید کردن و سپس محکومیت جدایی پژوهان چنان آگاهانه عمل کرد که خلیل ملکی او را به باد دشنام گرفت. دشنامی فرافکنانه که سزامند خود ملکی بود. وی در نامه ای خام دستانه از نوشین گله می کند که چرا به دار و دسته ی خیانت پیشگانی که بعدها به دست بوس شاه رفتند یا روزگارشان را . با گرفتن صله از دست این و آن به چاپ کتاب ها و جستارهای ضد حزبی گذراندند نپیوست!
خلیل ملکی برای نوشین نوشت:
… تنفر من از دیدن شما به این جهت است که در مقابل این روش بی شرمانه و ناجوانمردانه (انشعاب ستیزی رفیق طبری، دکتر کشاورز، دکتر کیانوری، مریم فیروز و….) سکوت کرده اید! (یادنامه ی نوشین، ص (۲۱۳) شما هنر و قریحه ی خود را فدای نتیجه ی حاصل از هنر، یعنی پول کرده اید پولی که با آن می توان وجدان اخلاقی ترین مردم را خریدا با پول می توان شجاعت اخلاقی ترین مردم را خرید… و شما هم نقش لش… را بازی می نمایید. (همان، (۲۱۶)
و چرا خلیل ملکی چنین بی پروا لب به دشنام گشوده بود؟ پاسخ آن را از انور خامه ای هم پالکی او بشنویم:
اگر نوشین به انشعاب پیوسته بود قدرت انشعاب کنندگان به گونه ای چشمگیر بالا می رفت و احتمالا در سرنوشت انشعاب تاثیر فراوان داشت. چون نوشین نفوذ فراوان در اعضای حزب به ویژه در هنرمندان عضو حزب داشت و بی شک عده ی زیادی از آنها همراه او از حزب جدا می شدند.
اما این به گفته ی کنستانتین استانیسلاوسکی اگر تلایی” (طلایی) یک دم خروس هم دارد که از چاک پیرهن جدایی جویان بیرون زده است.
اگر نوشین و این هنرمندان به انشعاب می پیوستند… پس از کودتا در ایران می ماندند و مجبور به جلای وطن نمی شدند و اگر رژیم آن ها را از فعالیت سیاسی هم باز می داشت دست کم میتوانستند کار هنری خود را ادامه دهند…. (یادنامه نوشین ص ۲۱۰) به سخن دیگر چنین مینماید که ستاريو انشعاب حزبی با همکاری دربار نوشته شده بود.
خليل ملکی در حالی نوشین را متهم به هنر فروشی کرده بود که خود بارها گفته و نوشته بود که کارگردان شرافتمند هیچ گاه هنر خود را در گرو پول نمی گذارد ۱۰ و نیز هنرمند راستین کسی است که هنر خود را به خدمت مردم بگمارد و از آنها برای کمال هنر خود نیرو بگیرد .و….. در راه رفاه و نیک بختی انسانی بکوشد ۱۱
از نگاه هنرمندان
احسان طبری در آمیختگی کار کرد هنری و اجتماعی نوشین و همکاران هنری اش که پشتیبانی جنبش پیشرو و کارگری کشور ما را به دنبال داشت در گسترش کار او بی تاثیر نبود ولی علت کامیابی هنری او تنها این نیست. سطح بالای نمایش نامه ها، سمت نمایش نامه ها سمت مترقی… آن ها، میزانسن ماهرانه دکوراسیون و اجزای هنری و هنری و بیان خوب… همه و همه به این گسترش و بازار گرمی یاری می رساندند. این در رده در رده ی نخست وام دار شخصیت فراهنری در درا نوشین همچون کارگردان و هنرپیشه بود… شخصیت انسانی وی دست کمی از شخصیت هنری و اجتماعی او نداشت. نوشین مهربان و بی ادعا بود از رومایگی و تقلب ب نفرت داشت. صریح و را سریع و راست گو بود. وسواس شدید علمی داشت…. بذله گو بود و در گفتار و رفتار خود نزاکت و ظرافت داشت. هرگز روی رفاه و سعادت را ندید و با لرتا بیشتر در یک اتاق زندگی می کرد… (آرمان، اردیبهشت ۱۳۵۸، با اندکی ویرایش)
عزت انتظامی: دوره ی اصلی بازیگری من از زمانی شروع شد. که نوشین مرا به شاگردی پذیرفت و همراه گروه تاثر فردوسی آغاز به کار کردم… بهترین تجربه های من در بازیگری صحنه در تأثرهای فردوسی و سعدی شکل گرفت (یادنامه ی نوشین از این پس ی ن ص ۲۳۹)
حمید سمندریان: نوشین ایستاده مرد. و تنها بزرگ مردان اند که ایستاده می میرند ( ی ن (۱۲۵)
داوود رشیدی: پس از کنار ماندن نوشین از هنرهای نمایشی، تأثر به یک رقاص خانه و سیرک تبدیل شد. به گونه ای که یک نمایش کوتاه کمدی مطربی با چند میان پرده ی بلند اجرا می شد.
(ی ن ۱۴۰)
محمود دولت آبادی: نوشین یکی از نخستین کاشفان امکانات درام در… شاهنامه ی حکیم ارجمند توس است (ی ن ۲۰)
مهین اسکویی: نوشین پیش از آن که که هنرمند باشد انسانی پاک و به هنجار و متمدن بود. به اخلاق هنری و وجدان حرفه ای بسیار اهمیت می داد (ی ن، ۲-۱۳۱).
شاهین سرکیسیان: نوشین تأثر فرانسه را خوب می شناخت و با دستاوردهای شالز دوان، ژاک کوپو او یی ژووه. آندره انتوان استانیسلاوسکی مه پر هولد واختانگوف و دیگران یک سره آشنایی داشت و در کارش از آن ها بهره می گرفت. او…. تاثر زمانه ی خود را می شناخت و مرد تاثر بود. کتاب هنر تاثر نوشین به باور من درس نامه ای است کاملا علمی و هیچ وقت هم کهنه نمی شود (ای نه ۷-۱۴۵)
عزیزاله بهادری: تاثر نوشین حتا بسیاری از بورژواهای ایرانی را جذب می کرد و بر آن ها تاثیر میگذاشت. کسانی برای دیدن این تأثرها از شهرستان ها می می آمدند و این بی سابقه بود. تأثر نوشین تاثیری ژرف داشت. در قلب تماشاگران رخته می کرد و آن ها را به اندیشه و ژرف کاوی وا می داشت. (ی. ن، ۱۶۱)
عبدالرحیم جعفری: دارنده ی انتشارات مصادره شده ی امیر کبیر: نوشین هنرمندی بزرگ و بسیار دقیق و نکته بین بود. دقت او در کارش برایم درسی شد در کار چاپ کتاب (ی ن ۸-۱۷۷)
نجمه ی علوی خواهر بزرگ علوی: با شگفتی می دیدم که در سرمای . ۳۵ درجه زیر صفر مسکو با چوب های اسکی بر دوش به سوی دریاچه یخ در حرکت است. در آن سرما، جوان ها جرات : نمی کردند به اسکی بروند (ی، ن، ۲۲۴)
حمید قنبری نوشین بی جانشین بود. تا هم اینک که ۳۰ ۴۰۰ سال می گذرد هنوز کسی نتوانسته است جای او را بگیرد. آموزگاری خوب و کارگردانی عالی بود. او در تاثر یک پدیده بود. (ی ن ۲۵۰)
صادق شباویز میتوانم او را در ردیف کسانی چون بنو بسون از شاگردان برجسته ی برشت و از چهره های درخشان تاثر آلمان و اروپا بگذارم که شناسای دقیق و همه جانبه ی دیدگاه های او در تاثر جز در پروسه ی کار و تمرین های مدام ممکن نبود. (ی ن ۴۳)
محمد تقی مینا نوشین که از نوجوانی طرفدار عدالت اجتماعی بود، در دوران زندگی پرماجرا و افتخار آمیز خود با فعالیت های سیاسی، اجتماعی و هنری و تألیف و ترجمه و اجرای نمایش های مترقی، ارزنده و پر محتوا کوششی خستگی ناپذیر برای کاربست آرمان های خود مبذول داشت. (ی ن ۲۵)
مهدی امینی نوشین تأثر را از ابتذال و بی مایگی…. نجات داد و به یک مقوله ی جدی هنری… تبدیل ساخت. او را می توان یکی از صمیمی ترین و منزه ترین فعالان سیاسی چپ دانست. (ی ن ۳۷-۵۳)
توران مهرزاد (فاطمه ی بزرگمهر): استاد نوشین که دارای اخلاق نیکو بود ضمن آموزش هنر بازیگری انسان دوستی، آدمیت، طرز سلوک با مردم، شریف زندگی کردن و مهار خصلت های
خودخواهانه را نیز به شاگردانش می آموخت. (ی، ن، ۵۷)
نصرت کریمی شیوه ی تدریس زنده یاد نوشین با دیگر استادان بسیار متفاوت بود. او بسیار دقیق، با حوصله و دلسوزانه تدریس می کرداری ن، ۶۳)
ایرن زازیانس چیزی که خیلی برای من جالب و مهم بود نظمی بود که در تاثر سعدی وجود دشت که به دستور آقای نوشین اجرا می شد. همه چیز باید به موقع انجام می شد. (ی ن ۹)
محمد تقی کهنمویی نوشین فکر می کرد با کار تأثر می تواند بزرگ ترین خدمت را به جامعه اش بکند. (پیشین، ۱۱۶)
على نصیریان نوشین با پشتوانه ی ایدولوژیکی که داشت خواه نا خواه نمی توانست آدم دور از اندیشه و فرهنگ همگانی و اجتماعی باشد. او از قابلیت های بسیار برخوردار بود و بیشتر با متفکران و روشن فکران زمانه ی خود نشست و برخاست داشت. (ی ن (۱۲۸)
فهیمه ی راستگار برای اولین بار او را در جلسه ای دیدم که برای کمک مالی به یکی از روزنامه های حزب توده ی ایران برگزار شده بود… چند نفر درباره ی کمک مالی به روزنامه سخنرانی کردند ولی استاد نوشین تنها یکی دو جمله گفت که از تمام سخنان دیگر موثرتر بود… ایشان گفتند: من از کارگری برای روزنامه تقاضای کمک کردم از جیبش یک تومان بیرون آورد و گفت: این تنها سرمایه برای گذران زندگی امروز من است ولی روزنامه واجب تر است. (ی. ن، ۱۴۸)
جعفر والی به دیدار خدایی کوچک نوشین رفته بودم. این همه زیبایی و عظمت و شگفتی در نمایش پرنده ی آبی از او جاری شده. این همه جادو و رویا از اوست. از این تندیس بالابلند که این طور مهربان نگاه می کند و پدرانه می پرسد. (پیشین، ۱۷۱).
دکتر جمشید لطفی پنجاه سال پس از نمایش بادبزن خانم و بندرمير (اسکار وایلد) به کارگردانی نوشین، در لندن به دیدن همین نمایش رفتم. برای من بسیار جالب است که در انگلستان این نمایشنامه را که انگلیسی است… به خوبی کاری که نوشین هزاران کیلومتر آن طرف تر و نیم قرن قبل از آن در ایران و به زبانی غیر از زبان اصلی اجرا شده بود نبود. مقایسه ای است جالب میان دو اجرا با حدود پنجاه سال فاصله در آینده. آیا هرگز تأثر ما به اوج آن دوره خواهد رسید؟ نمی دانم (ی ن ۴-۱۹۳)
بزرگ علوی صادق هدایت به گذشته ی ایران می پرداخت اما نوشین میکوشید نمایشهایی را روی صحنه بیاورد که با اوضاع و احوال ایران جور در بیاید… (همان، ۲۱۸)
بهروز غریب پور: نوشین زوایای تاثر را می شناخت… بازیگری توانا، مترجمی چیره دست کارگردانی خلاق هنرمندی جست و جوگر و پژوهنده انسانی اخلاق گرای و نمایشنامه نویسی پیشرو بود. (ی ن ۲۷۲)
اسماعیل جعفری تاثر فردوسی به رهبری نوشین… توانست به بینندگانی که از حرکت های لوس بازیگران قهقهه میزدند بیاموزد که با چشم اندازهایی از زندگی واقعی خود رو به رو شوند. نوشین نخستین ایرانی بود که به ترجمه ی نمایشنامه پرداخت و ادبیات نمایشی را آشکارا بر زندگی توده های مردم پی نهاد. (همان، ۲۹۸)
فراتر از هفت هنر
دکتر نوشین نه تنها در زمینه های شیوا شناختی و پژوهش و هنر که بر گستره های ورزشی نیز از سرآمدان روزگار خود بود. به گفته ی رفیق احسان طبری کمتر کسی را میتوان یافت که از دیدرس پردامنگی و آگاهی و دانش های زمانه به پای نوشین برسد. (پیشین ۲۸۵) و خواهیم دید که این واگویه هرگز هم سخنی به گزاف نبوده است.
دکتر نوشین بر زبان های اوستایی پارسی باستان پهلوی، روسی، فرانسوی و تازی چیرگی داشت و آفرینه هایی را از برخی از این زبان ها به ویژه از روسی و فرانسوی به پارسی برگردانده بود. وی رانندگی خلبانی، سوارکاری، شنا، اسکی و تنیس را به نیکی می دانست. در موسیقی سمفونیک و کلاسیک جهان چیره دست بود و گردآورند (آرشیوی) از سات (صفحه) های موسیقی کلاسیک غرب را فراهم آورده بود. به نوشته ی دکتر طبری نوشین از دیدگاه آگاهی گسترده از موسیقی باختر زمین در میان روشن فکران ایرانی بی همتا بود و از زندگی آهنگ سازان و روش کار و ساختههای موسیقایی آنان به خوبی آگاهی داشت. (ی ن ۲۸۵) او در زندان قصر نیز برای زندانیان سیاسی کلاسهای موسیقی کلاسیک و رمانتیک غرب گذاشته بود. (ا. ط. پیشین، ۲۸۵) نوشین در جوانی کمانچه و سه تار و ویلون و کاردیون آموخته و این هر دو ساز واپسین را در فرانسه پی گرفته بود. او در رخس (رقص) و پای بازی ایرانی و اروپایی استاد بود ولی کمتر دیده شد تن به رخس و پای کوبی بدهد.
نوشین در گذران زندگی اش در مسکو نیز هنگامی که دریافت دیگر نمی تواند آن پیگیری و بالندگی پیشین را در هنرهای نمایشی داشته باشد به سپهر شیوانگاشتی روی آورد و پژوهش های ژرف و بنیادین خود را در پهنه ی شاهنامه پی گرفت. به نوشته ی رفیق احسان طبری نوشین در زمینه ی پژوهش ادبی و تاریخی از خود شخصیتینشان داد که می توان برای آن ارزش عالی قایل شد. (یادنامه ی نوشین، ۲۸۳)
وی همچنین فشرده ای از پژوهشهای بنیادین خود را در زمینه ی شاهنامه ی فردوسی (سخنی چند درباره ی فردوسی) گرد هم آورد که همچون پایان نامه (دکترین) او دستاوردی مانند نامزدی ی دانش های فیلولوژیک و دکترای علوم برایش به ارمغان آورد (ا. ط. پیشین، ۳۸۴) بر این کتاب نوشین تاکنون خاورشناسان بزرگ جهان سخنان و دیباچه هایی نوشته اند. وی همچنین با گرداوری فرهنگ واژگان شاهنامه واژه نامک، دست به کاری کارستان زد.
کارنامه ی فرهنگی نوشین
ترجمه ها
– بانو با سگ ملوس آنتوان چخوف و چند داستان از نویسندگان شوروی
– حکایت غم بار، چخوف
– داستان های برگزیده از چخوف چاپ را دوگای مسکو، ۱۳۶۵
– سه داستان عاشقانه، ایوان تورگنیف
– عشق بی پایان، لئو تولستوی
– نخستین عشق، ایوان تورگنیف
– هیاهوی بسیار برای هیچ، ویلیام شکسپیر
– کمدی در پنج پرده بن جانسون ویرایش رومن رولان و اشتفن تسوایک
– اتلو، شکسپیر، برگردان شعرها از نیما یوشیج
– پرنده ی آبی، موریس مترلینگ
– روسیی بزرگوار، ژان پل سارتر
– اصول علم اقتصاد، کارل ماركس
– مزد بها، سود، کارل مارکس
– مانیفست حزب کمونیست، مارکس و انگلس
– در اعماق اجتماع ماکسیم گورکی چاپ شده در ماهنامه ی پیام نو
داستان های نوشین
میں نمایشنامه ی خروس سحر، و د سحر، و داستان های میرزا محسن، استکان شکسته، خان و دیگران بازگردان به زبان آلمانی با آلمانی با دیباچه ی بزرگ علوی ) لاله آدم بزرگ بزرگ شغال بیشه ی مازندران و…. مجموعه ی داستان های نوشین با دیباچه ی یوگنی ادواردویچ برتلس).
شماری از این داستانها در رسانه های حزب توده ی ایران به چاپ رسیده اند.
کارهای آکادمیک و پژوهشی
– شاهنامه ی چاپ مسکو، چاپ مسکو دوره ی هشت جلدی، سخنی چند درباره ی شاهنامه واژه نامک (فرهنگ واژه های دشوار شاهنامه) و جستارهای گونه گون فرهنگی در رسانه های موسیقی پیام نو، سخن، مردم، دنیا و
کارهای چاپ نشده
– نمایش نامه ی زن وظیفه شناس نوشین
– برگردان سرگذشت (روزر)،
– بادبزن خانم ویندر میر، اسکار وایلد.
– شنل قرمز، اوژن بریو
– گناهکاران بیگناه
– نمایشنامه ی مارگریت
– فیلم نامه نامه ی رستم و اسفندیار و…
نمایش ها
– زن وظیفه شناس در گراند هتل تهران، تابستان ۱۳۰۹.
– سه تابلو ازال و رودابه رستم و تهمینه بیژن و منیژه، در هتل پالاس تهران و
– سالن تأثر نکویی، ۱۳ مهر ۱۳۱۳.
– مردم (توباز)، مارسل پاینول در گراند هتل ۱۳۱۲ نیز در تأثرهای تکویی فرهنگ اردیبهشت (۱۳۲۳) فردوسی ۲۶ اسفند ۱۳۲۶، سالن سیرک تهران و سالن سینما تهران
– تارتوف (میرزا کمال الدین مولیر، سالن های سیرک تهران، سینما تهران و فرهنگ
– تاجر ونیزی، شکسپیر، تأثر فرهنگ
– دختر شکلات فروش پل کاول، تأثر فرهنگ
– پرنده ی آبی موریس مترلیک، تاثر فردوسی، ۱۳۲۶
– محتکر (سه دزد) برگردان نوشین در باشگاه حزب توده ی ایران ۱۳۲۴ و تأثرهای فرهنگ و فردوسی (۱۳۲۷)
– مستنطق جب پریسلی، فردوسی جاب پر شمالی، فردوسی، آبان ۱۳۹۶
– سرگذشت (روزر) اندره اندره بیسون سالنهای سیرک تهران، سینما تهران و فردوسی، ۱۳۲۶.
– اتلو، شکسپیر، کلوپ تهران
– وزیر خان انگران میرزا فتح علی آخوندزاده، تأثر فرهنگ، ۱۳۲۵.
– ولين، بن جانسون تاترهای فرهنگ اردیبهشت ۱۳۲۴) و فردوسی، دی 1326
– رویا (ایدهآل)، فردوسی، ۱۳۲۶.
– روسپی بزرگوار، ژان پل سارتر، باشگاه حزب توده ی ایران چراغ کاره پاتریک همیلتون، فردوسی، بهمن ۱۳۲۷
نمایش های بادبزن خانم ویندر میر، نوشته ی اسکار وایلد، اوژنی گرانده، اثر بالزاک و خسیس از مولیر در سالن های سیرک سیرک تهران، سینما تهران و….. و به نمایش درآمده اند. رفیق احسان طبری پیرامون شماری دیگر از نمایش های نوشین می نویسد که وی با به سکو آوردن اسکچ های کوچک، بازخوانی شعرهای انقلابی به ویژه از شاعر پرولتاری ایران ابوالقاسم لاهوتی و نیز با اجرای برنامه هایی به نام «ساکت با شما حرف می زنم» در باشگاه حزب توده ی ایران به آموزش سیاسی – اجتماعی کارگران و روشن فکران می پرداخت. نوشین نمایش هایی از گونه ی سه نزد را نیز در باشگاه حزب بر سکو آورد.۱۲
نوشین چه کرد؟
نوشین به جز تاثر نوین علمی، پایه گذار دبستان (مکتب) دانشیک گویش نمایشی در ایران نیز هست. او نخست بار برای نمایش های تاریخی و تراژیک گفتاری آفرید میان واگویه های کتابی و کوچه -بازاری و در کاربست آن کوشید. نخستین کسی بود که گفتار پس صحنه (سوفلاژ) را به دور افکند و تأثر پیشرفته ی ۵۰۰ نفره را با سن گردان و اتاق های چهره پردازی (گریم) و جز آن پی ریزی کرد. این نوشین بود که شیوه ی خوانش و انتقاد دور میز را در برنامه ی تمرینی بازیگران گنجاند. و پیش از هر اجرا، نمایشی ویژه بر سکو آورد و فرهیختگان کشور را فراخواند. که کار را پیش از اکران ان همگانی آن ببینند و برای بهبود آن نقد کنند. فن جا به جایی روی سکو با بهره گیری از ورزش و نرمش از نوآوری های نوشین بود. او توانست با برخی سخت گیری هایش بیننده ی حرفه ای تربیت کند.
در سالن های نمایش وی سیگار کشیدن و تخمه شکستن و مانند آن روا نبود و درهای سالن سر ساعت بسته می شدند. دیده شد که حتا به بلندپایگان کشوری و ارتشی هم پس از آغاز نمایش اجازه ی درآمدن به سالن تاثر داده نشد. پخش بروشورهایی در برگیرنده ی آگاهی های لازم از کار نمایشی از نوآوری های نوشین بود. در همین حال کارکنان نمایشکده ی او باید با مردم بسیار آبرومندانه رفتار می کردند و آنان نیز در میانه ی نمایش نمی توانستند دست بزنند یا برای بازیگران هوراً بکشند. اینکه در پایان نمایش کارگردان و بازیگران بازو به بازوی هم بر سکو می آمدند و شور و ستایش بینندگان را پاسخ می گفتند از نوآوری های نوشین بود. وی همچنین فن درست گفتن را در ایران کارگردانی کرد و جا انداخت. به گفته ی توران مهرزاد: هم اکنون گویندگانی که بیان دلنشین دارند، پیرو سبک بیان نوشین اند و آن را یا از شاگردان یا از شاگردان نوشین آموخته اند (یادنامه، ۵۸).
نوشین با کنار گذاشتن سوفلور از پستوی تأثرها نخستین کسی بود که بازیگران خود را واداشت نمایشنامه ها را از بر کنند. او زمینه ی رفت و آمد کارکنان را در پشت سکو نمد پوش کرد تا سدای گام هاشان تمرکز بازیگران و بینندگان را در هم نیاشوبد.
چهره پردازی به شیوه ی نوین، دکوراسیون هماهنگ با واکشیا (فضای) نمایشی و میزانسن مدرن نیز از نوآوریهای استاد نوشین بود. او در روزهای پایانی تمرین های نمایشی اش همه ی گروه حتا شاگردانش را گرد هم می آورد که کار نمایشی را به نقد بکشند.
می گفت: من همه را می بینم جز خودم را. شما که بازی مرا از بیرون می بینید با صراحت، انتقادهای خود را بگویید تا بتوانم کاستی کارم را… برطرف کنم ۱۳۰ (پیشین، ۱۷۶)
نوشین برای نخست بار به روزی یک سانس نمایشی بسنده کرد تا بازیگرانش خسته نشوند و هر بار بازی بهتر ارایه دهند. و سرانجام رفیق طبری می نویسد:
نوشین برای مستقر ساختن معنای واقعی تأثر در کشور ما، نجات از آن ابتدال و بی بهایی و مقلدی و دلقکی، پیکاری موثر کرد… جا دارد به حق او را قهرمان تحول هنر تاثر در ایران بنامیم (همان، ۷-۳۹۶)
رفیق نوشین شخصیتی کاریزماتیک و دیسیپلینه (توان تاثیر گذاری معنوی) داشت. به هنجار و بسامان و وقت شناس بود. استاد نصرت کریمی ویژگی های اخلاقی فرهنگی او را چنین گرد هم آورده است:
توانایی ذاتی در آفرینش هنری. چیرگی بر شیوانگاری (ادبیات) کهن پارسی. باور به تکامل جامعه ی انسانی. خوانش پیگیرانه ی کتاب. پیگیری و پشتکار در آماج های هنری. برتری اخلاقی و پاکیزگی تن و روان. عدالت پژوهشی و دوری جستن از تبعیض های تنگ نظرانه. دقت، وسواس و صداقت در برگردان نمایش ها و اجرای آنها. تسلیم ناپذیر در برابر منافع مالی. استدلال منطقی برای شناخت واقعیت. دوری از اعتیاد و کاستی های اخلاقی. خردمندی و تعادل روانی برکنار از رفتارهای عصبی، عشق به هنرهای نمایشی و…. (یادنامه ی نوشین، ۸۶).
کوتاه سخن رفیق دکتر عبدالحسین نوشین به مانش (معنای) درست واژه انسان و هنرمند تر از تو زمانه ی خود بود.
نام و یادش گرامی بادا
پی نوشت:
۱- یاد مانده ها، نصرت نوح چاپ نخست ۱۳۸۰، انتشارات کاوه سن خوزه، جلد یکم ص ۱۷۶
۲- نوشین و سرباز شماره ی ۱۱ نخست به یک یک پناهگاه می روند و ساعت نه با مداد خود خانه ی حسن خاشع و توران مهرزاد ازن و شوهر می رسانند. نوشین ۱۸ ماه ماه و پایان زندگی پنهانی اش را را در در خانه ی عزت انتظامی گذراند. سربازان بدلی اسلحه به دست توده ای هایی بودند که در غوغای شهر گم شدند و هرگز شناخته نشدند. سرهنگ نگهبان زندان نیز که از رفقای توده ای بود از بیم جان به شوروی پناه برد. نقشه ی قرار بزرگ را خسرو روزبه و عباسی کشیده بودند و کارگردانی آن را نوشین انجام داده بود. بعدها گفته شد احمد دهقان دارنده ی تاثر تهران دهقان واپسین) که با که با دربار نشست و برخاست داشت و نمایش های نوشین کار و ارش را از سکه انداخته بود در بازداشت نوشین دست داشته است. (یادنامه ی نوشین، ۱۷۴).
۳ و ۴ – یادنامه ی عبدالحسین نوشین به کوشش نصرت کریمی انتشارات نامک و جاویدان، چاپ یکم، ۱۳۸۶، ص ۲۳
۵- زن وظیفه شناس با بازی لرتا و با درآمد ۷۰۰ تومانی اش هزینه های زندگی و تحصیل نوشین را تا به پایان (۱۳۱۱) درآورد پیشین، (۲۳)
۶- گویا گویا نوشین در همین سفر تابستانی خود به تهران، یک یا چند نمایش را دیگر را نیز در کلوپ ایران جوان بر سکو برده بود.
۷- ماهنامه ای موسیقی را سرهنگ غلام حسین مین باشیان، موسیقی دان و آهنگ ساز بزرگ آن روز ساز بزرگ آن روز کشور می گرداند.
۸- هفته نامه ی آرمان، اردیبهشت ۱۳۵۸
۹- برای آگاهی بیشتر یادواره ی لرتا ستاره ها بر صحنه می درخشند). نامه ی مردم شماره ی ۹۳۶ دیده شود. این جستار به سخنی دیگر، بخش دوم و افزونه ی یادواره ی لرتا است.
۱۰ – فن تأثر، محسن سهراب (ع) نوشین) چاپ امیر کبیر، سال ۱۳۴۸ص ۱۶۲
۱۱ – پیشین، ص ۱۶۲
۱۲ – هفته نامه ی آرمان، سال ۱۳۵۸
۱۳ – بسیاری از گفت آوردها نقل قول های این جستار برای یک دستی متن، ویرایش شده اند.
– رفیق نوشین سرانجام بر اثر بیماری سرطان گواره (معده) در روز اول ماه مه ۱۳۵۰ سه شنبه ۱۲ اردیبهشت در بیمارستان مسکو درگذشت.
پدر تاتر علمی ایران نوشین در فرمت پی دی اف

