در ۲۷ مارس ۱۹۸۵، موسسه بینالمللی تئاتر بیست و چهارمین روز جهانی تئاتر را جشن خواهد گرفت.در واقع در سال ۱۹۶۲، در ۲۷ مارس، که اتفاقاً افتتاحیه فصل تئاتر ملل بود، این روز بزرگداشت برای اولین بار اعلام شد.شاید تا حدودی تعجبآور به نظر برسد که دستاندرکاران تئاتر احساس میکنند که باید هنر خود را در یک روز مشخص از سال جشن بگیرند؟و آیا ما هر روز همان شور و شوق را به آن نمیآوریم و همان لذت را در آن نمییابیم؟در واقع، روز جهانی تئاتر یک امتیاز و لحظه استثنایی است که ما در زمان تعیین کردهایم تا هر یک از ما، در این حرفه منحصر به فرد، بتوانیم فراتر از مرزها، ایدئولوژیها، نسلها و رشتهها گرد هم آییم.این روز ما را قادر میسازد تا از طریق شادیها و دغدغههای روزانهمان، بر تمام آنچه ما را متحد میکند، ما را به یکدیگر پیوند میدهد، تمرکز کنیم.اما مهمتر از همه، فرصتی را فراهم میکند تا به سوی دیگر، به فرهنگ دیگری، در آن سوی سیاره نگاه کنیم.اگر هنرمندان تئاتر، مانند شاعران، اغلب واقعیت فردا را پیشبینی میکنند و از سرنوشت بشریت پیشگویی میکنند، آنها همچنین نمایانگر خاطره آن هستند!جنگ جهانی دوم ۴۰ سال پیش پایان یافت.دنیای تئاتر به یاد دارد.تئاتر، که در طول اعصار بارها مورد آزار و اذیت و آزار و اذیت قرار گرفته، به نماد مقاومت در برابر انواع ظلم و ستم تبدیل شده است؛تئاتری که خود را با زندگی یکی میداند، زیرا آفرینش، زندگی است، شاهد این زندگی نو ظهور است. از پایان کابوس، امید بزرگی پدیدار شد: امید به درک متقابل بین مردم. سازمانهای بزرگ بینالمللی، که بر اساس برابری بین دولتها و مردم بنا شدهاند، ایجاد شدند.هر ملتی، در برههای از تاریخ خود، سهم قابل توجهی در پیشرفت بشریت داشته است و همه احساس میکردند که باید برای ابراز کامل پتانسیلهای خود متحد شوند. همه باید با همبستگی به هم پیوند داشته باشند.اما اهالی تئاتر مجبور نبودند این همبستگی را ابداع کنند، زیرا همیشه آن را در هنر خود به کار بسته بودند.ایجاد موسسه بینالمللی تئاتر، که اندکی پس از سازمانهای بزرگ و با الهام از یکی از آنها، یونسکو، ایجاد شد، به نظر میرسید ادعای یک هویت باشد؛ادعای ارادهای برای ساختن آیندهای برابر با امیدهای هنرمندان.شباهتهای عمیق فرهنگی ما، دیدگاه یکسان ما نسبت به بشریت، که در طول قرنها بافته شده است، این احساس تعلق به یک جهان واحد را در ما بیدار کرده است.هر مرد تئاتری، هر زن تئاتری، در این جهانشمولی مشارکت دارد.ما که نگران سرنوشت جامعه خود هستیم، به همان اندازه از جهان دور هستیم. تمام تلاشهای آفرینش و اختراع انجام شده توسط جوامع فکری در سراسر جهان، برای افزایش فرصتهای تبادل و تماس، از عمل خود ما جدا نیست.تئاترهای ما مکانهای رویارویی و تبادل هستند، دریچهای به سوی سهم همه ما در میراث دانش و هنر. تئاتر، با بازتاب جوامع مختلف، هر آنچه را که ما را از هم جدا میکند کنار میگذارد و آنچه را که انسانها مشترک دارند، آشکار میکند: میل به صلح. بنابراین، چگونه میتوانیم در این روز جهانی تئاتر، زمانی که اصل جهانشمولی در یکی از سازمانهای اصلی بینالمللی تهدید میشود، نگران نباشیم؟ این اصل تضمین حمایت و احترامی است که به هر فرد، فرد یا جامعه، باید داشت. اما در این سال ۱۹۸۵، که به جوانان اختصاص داده شده است، وظیفه دیگری بر دوش ماست.ما، مردان و زنان تئاتر امروزی، میراثی از گذشته دریافت کردهایم و در قبال آن در قبال هنرمندان فردا مسئولیم. جوانان آرزوی مشارکت و تقسیم مسئولیتها را دارند.به همبستگی اعتقاد دارند و میخواهند با فعالیتهای مرتبط با آرمانهای بزرگ همراه باشند و قادر به عشق فراوان هستند… اما حقیقت را میطلبند. بر ماست که آن را پنهان نکنیم تا امیدی که جوانان تجسم آن هستند، بتواند به حافظ صلح و دوستی میان مردم تبدیل شود. آرمان آن، و آرمان ما، خیالپردازی خیالپردازانه نیست، بلکه ادعایی بیچون و چرا از وجدان هنرمندان است.
در یاره آندره-لویی پرینتی
آندره-لویی پرینتی از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۳ دبیرکل مؤسسه بینالمللی تئاتر بود. او در سال ۲۰۰۳ به عنوان رئیس افتخاری ITI منصوب شد. او کارگردان صحنه و کارگردان تئاتر است که مسئولیتهای مهم بسیاری را در رأس تئاترهای ملی فرانسه بر عهده داشته است. پس از تحصیل در رشته اقتصاد و حقوق، در سال ۱۹۶۲ فعالیت خود را در تئاتر با دانشگاه تئاتر ملل (UTN) آغاز کرد، ابتدا به عنوان شرکتکننده و سپس در سال ۱۹۶۳ به عنوان مدیر کارگاه، و در سال ۱۹۶۶ به عنوان مدیر آن. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، او مطالعات و مأموریتهای متعددی را برای وزارت فرهنگ فرانسه در فرانسه و ساحل عاج و برای یونسکو در برزیل انجام داد. ای-ال پرینتی در حال حاضر عضو هیئت مدیره آزمایشگاه تحقیقاتی هنرهای نمایشی CNRS نیز هست.