پیام روز جهانی تاتر ۱۹۸۸ توسط پتر بروک
آیا هنرمندان در سراسر جهان وجه مشترکی دارند؟ با کمال تعجب، بله. هر کدام به روش خود، آرزوی بیان حقیقتی را دارند. مدتهاست که اعتقاد بر این بوده است که راه رسیدن به حقیقت، ریشه داشتن در یک سنت، در یک فرهنگ و ریشه داشتن در یک خاک است. در سفرها و کاوشهای مختلف، به نتیجه دیگری رسیدهام. در بسیاری از کشورها، خارج از جهان غرب، بحثهای من با همکاران تئاتری ناگزیر به یک مسئله حیاتی منجر شد: چگونه به تأثیرات و فشارهای غربی پاسخ دهیم. آیا باید از غرب تقلید کرد؟ آیا باید به اشکال سنتی، ریشههای قومی خود بازگشت؟ آیا باید در فرهنگ دیگری ناپدید شد یا در فرهنگ خود ناپدید شد؟ من به روش دیگری اعتقاد دارم. فکر میکنم حقیقتی که باید یافت شود، حقیقتی که ما را لمس میکند و ما را تکان میدهد، از طریق سنتها، روشها یا ابزارهای سبکی وجود ندارد. حقیقت معتبر، حقیقت لحظه است. وقتی تأثیرات بسیاری از طریق پرتوهای همگرای خود با هم تعامل میکنند، از طریق اصطکاک آنها، دیدگاهی جدید، تازه و شگفتانگیز میتواند پدیدار شود. برخورد ذرات در گذشته روشنایی ایجاد میکرد، یک گروه تئاتر خوب بر اساس انواع و سنین بسیار متضاد در یک فرهنگ ساخته میشد؛ امروزه میتوانیم با گرد هم آوردن بازیگرانی با ریشههای کاملاً متفاوت، این تضادهای تئاتری را حتی واضحتر کنیم. این فرآیند همچنین با جهانی مطابقت دارد که در آن اکثر مخاطبان از ترکیبی غنیتر از نژادها تشکیل شدهاند – و حتی در یک فرهنگ واحد، هر فرد تحت تأثیر ترکیبی گستردهتر از تأثیرات جهانی قرار میگیرد. همانطور که فرهنگها روی صحنه در هم میآمیزند، مخاطبان در برابر حقایق دقیق اما جهانی گرد هم میآیند.
موسسه بینالمللی تئاتر و من سن تئاتری یکسانی داریم. هر دوی ما پس از آن شروع کردیم که جهان ما تقریباً با تلاش برای تحمیل یک فرهنگ برتر واحد نابود شده بود.
کار پیوند دادن و آگاه کردن اهالی تئاتر از وجود یکدیگر، همان منطق ماموریتهای یونسکو و خود سازمان ملل را دارد. شاید ارزش پایدار موسسه بینالمللی تئاتر در طول چهل سال این باشد که حقیقت آن نیز از ترکیبات و تعاملات بینهایت که بین فرهنگهای جهان ما ممکن میسازد، پدیدار میشود.

