پیام روز جهانی ۱۹۸۷ توسط وله سوینکا
به همه مردان و زنان تئاتر، به همه کسانی که خلق می‌کنند و به همه کسانی که در اجتماع تئاتر سهیم هستند، کسانی که با محصولات آن تسلی می‌یابند، حمایت می‌شوند و به چالش کشیده می‌شوند، درود می‌فرستم و بار دیگر به چالش‌های این «سال نو» مرسوم ما برای تئاترهای جهان خوشامد می‌گویم. من مستقیماً به یکی از این چالش‌ها می‌پردازم. برخی ممکن است ادعا کنند که این لزوماً فوری‌ترین دغدغه برای منابع و پتانسیل ناچیز هنر ما نیست و به جای آن قحطی، بیماری، تهدید نابودی جهانی و غیره را ذکر می‌کنند. با این حال، کمتر کسی انکار خواهد کرد که شدیدترین زمان این است که درد و رنج شدید قربانیان آن اخیراً و با تأخیر شروع به ترکاندن سنگدل سرسخت وجدان جهانی کرده است. من البته به نژادپرستی، و به ویژه به کامل‌ترین شکل آن به عنوان ابزار سرکوب دولتی – آپارتاید – اشاره می‌کنم. تئاتر هرگز از پرداختن به این موضوع، در میان سایر توهین‌ها به بشریت، غافل نبوده است. هنرمندان در بسیاری از نقاط جهان اقداماتی را برای جلوگیری از اجرای آثارشان در آن بخش از جهان که دولت، انسانیت اکثریت مردم آن را انکار می‌کند، انجام داده‌اند. تعداد کمی از آنها مضامینی از جنایات بدنام‌تر رژیم آپارتاید را انتخاب کرده‌اند. چنین هنرمندانی از محدودیت‌های ژست خود آگاه هستند و ادعای اغراق‌آمیزی در مورد ظرفیت هیچ شکل هنری برای اصلاح جهان و بازسازی جوامع انسانی ندارند. با این وجود، نمی‌توان پتانسیل این فعالیت انسان را در برجسته کردن معضلات فراوان جهان، در جهت‌دهی مجدد آگاهی جوامع و بسیج پاسخ‌های مردم به سمت تغییر نهایی انکار کرد. و این هشیاری مردم کاملاً عادی – جوانان، معلمان، کارگران شهری، کشاورزان و حتی بازرگانان و غیره – است که دیر یا زود اهداف خود را به حاکمان و دولت‌ها منتقل می‌کند و هرچند به طور نامحسوس، بر سیاست‌های آنها تأثیر می‌گذارد. در نگرش دولت‌های مختلف نسبت به آپارتاید، این روند به ویژه در دو یا سه سال گذشته مشهود بوده است. ما شاهد تغییر ظاهری دیدگاه‌ها در سنگرهای سابقاً تسخیرناپذیر حمایت از چالش‌های متکبرانه آپارتاید در آفریقای جنوبی بوده‌ایم. سرعت فرسایش به طور قابل توجهی افزایش یافته است. و در حالی که تشدید مبارزه مسئولیت داخلی خود مردم ستمدیده است، جهان خارج نمی‌تواند آگاهی خود را انکار کند، نمی‌تواند از مشارکت اخلاقی، یک بیانیه جهانی همبستگی، طفره برود: بنابراین ما پیشنهاد می‌کنیم که امسال توسط دست‌اندرکاران تئاتر در سراسر جهان به عنوان سال تئاتر جهانی علیه آپارتاید برگزار شود. از کناره‌گیری منفعلانه صرف از آن محیط نژادپرستانه، بخشی از خلاقیت خود را به بسیج آگاهی اخلاقی مردم و دولت‌های خود اختصاص دهند، پلی دائمی از مردم و دولت‌های خود، پلی دائمی از همدلی با اکثریت مورد تجاوز آن گوشه از جامعه جهانی ایجاد کنند: ما از مؤسسات داوطلب و دولت‌های وجدان در سراسر جهان می‌خواهیم که حداکثر حمایت خود را از این اقدام انسانی به عمل آورند، با اذعان به اینکه نه امنیت و نه صلح جهان را نمی‌توان از آزادی کامل مرد و زن در هر جنبه‌ای از زندگی روزمره‌شان جدا کرد، و در تضمین تحقق خلاقانه برای همه در اقدام مشترک برای بشریت مترقی، سهیم باشند.
در باره وله سوینکا
وله سوینکا در ۱۳ ژوئیه ۱۹۳۴ در آبئوکوتا، نزدیک ایبادان در غرب نیجریه متولد شد. در طول شش سال تحصیل در انگلستان، او به عنوان دراماتورژ در تئاتر رویال کورت لندن (۱۹۵۸-۱۹۵۹) فعالیت داشت. در سال ۱۹۶۰، بورسیه راکفلر دریافت کرد و برای تحصیل در رشته درام آفریقایی به نیجریه بازگشت. در سال ۱۹۶۰، گروه تئاتر «ماسک‌های ۱۹۶۰» و در سال ۱۹۶۴، «شرکت تئاتر اوریسون» را تأسیس کرد که در آن نمایشنامه‌های خود را تولید و به عنوان بازیگر ایفای نقش کرد. در طول جنگ داخلی نیجریه، سوینکا در مقاله‌ای خواستار آتش‌بس شد. به همین دلیل او در سال ۱۹۶۷ دستگیر شد و به توطئه با شورشیان بیافرا متهم شد و تا سال ۱۹۶۹ به مدت ۲۲ ماه به عنوان زندانی سیاسی در زندان بود. سوینکا به عنوان نمایشنامه‌نویس، از جمله تحت تأثیر نویسنده ایرلندی، جی. ام. سینگ، قرار گرفته است، اما با تئاتر سنتی و محبوب آفریقایی با ترکیبی از رقص، موسیقی و اکشن، ارتباط برقرار می‌کند. او نوشته‌های خود را بر اساس اساطیر قبیله خود – یوروبا – با محوریت اوگون، خدای آهن و جنگ، بنا می‌کند. او اولین نمایشنامه‌های خود را در دوران اقامتش در لندن، ساکنان مرداب و شیر و جواهر (یک کمدی سبک) نوشت که در سال‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ در ایبادان اجرا و در سال ۱۹۶۳ منتشر شدند. او در سال ۱۹۸۶ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و اولین آفریقایی بود که به این افتخار نائل آمد. در سال ۱۹۹۴، او به عنوان سفیر حسن نیت برای ترویج فرهنگ آفریقایی، حقوق بشر، آزادی بیان، رسانه و ارتباطات تعیین شد.