پیام روز جهانی تاتر ۱۹۸۹ توسط مارتین اسلین
در تئاتر، جایی که مخاطب با اجراکنندگانی روبرو میشود که از نظر فیزیکی در همان فضا حضور دارند و میتوانند به واکنشهای خود مخاطب نسبت به آنها واکنش نشان دهند، یک جامعه، یک اجتماع انسانی، خود را به شیوهای منحصر به فرد تجربه میکند: نه تنها بازیگران آینهای در برابر شیوه زندگی و مشکلات آن جامعه نگه میدارند، بلکه مخاطب نیز که به عنوان یک نهاد جمعی نماینده کل جامعه میشود، میتواند واکنش، تأیید یا عدم تأیید، پذیرش یا رد خود را نسبت به تصویری که از خود به او ارائه میشود، ابراز کند.
به همین دلیل است که تئاتر نقش بسیار مهمی در شکلگیری تصویر یک جامعه، یک فرهنگ، یک کشور از خود، حس هویت و منحصر به فرد بودن آن ایفا میکند: شاید بیشتر از هر تجلی دیگری از شیوه وجودی آن جامعه. تصویر ذهنی که در ادبیات نمایشی یک کشور و سبکهای اجرایی آن تجسم مییابد، نه تنها حس هویت آن جامعه را تقویت میکند، بلکه عنصری اساسی در دیده شدن آن در جهان است: از این رو، اهمیت فوقالعاده ایجاد الگویی منظم از ارتباط متقابل آشکار میشود: از طریق ترجمه و اجرای نمایشنامههایی از سایر کشورها و فرهنگها، و مهمتر از همه، همچنین از طریق رفت و آمد پرشور شرکتها و تولیدات تئاتری که از کشورهای دیگر بازدید میکنند و نه تنها به افزایش درک متقابل بین آنها، بلکه به بارور شدن متقابل ایدهها و تکنیکهای هنری نیز کمک میکنند.
در عصری که جهان در سیلی از مطالب ارزان با انگیزه تجاری در تلویزیون غرق شده است، تئاتر زنده، نگهبان سنتها و فردیت فرهنگها که توسط این بهمن ابتذال همگن تهدید میشود، برای غنای مداوم و تنوع فرهنگ انسانی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشر حیاتی شده است.
در باره مارتین اسلین
مارتین اسلین، منتقد و محقق تئاتر، در ۶ ژوئن ۱۹۱۸ در بوداپست، مجارستان متولد شد. او در سنین جوانی به همراه خانوادهاش به وین نقل مکان کرد و در آنجا بزرگ شد و در نهایت در دانشگاه وین در رشتههای زبان انگلیسی و فلسفه تحصیل کرد. او در سمینار هنرهای نمایشی راینهارت، کارگردانی خواند، اما در سال ۱۹۳۸، درست زمانی که میخواست حرفه تئاتر خود را آغاز کند، اشغال اتریش توسط نازیها او را مجبور به فرار از کشور کرد. او یک سال را در بروکسل گذراند و سپس به انگلستان نقل مکان کرد و در آنجا به عنوان فیلمنامهنویس و تهیهکننده برای بیبیسی مشغول به کار شد. اسلین سرانجام به سمت رئیس بخش نمایش رادیویی ارتقا یافت و در دهه ۱۹۶۰ تلاش کرد تا رویای خود را در مورد «تئاتر ملی هوایی» به واقعیت تبدیل کند. در این دوره، بیبیسی صدها نمایشنامه رادیویی تولید کرد که بسیاری از آنها توسط نویسندگان خارجی نوشته شده بودند و اسلین و تیمش برای اولین بار آنها را به انگلیسی ترجمه کردند.
با وجود این سهم قابل توجه در درام مدرن، اسلین بیشتر به خاطر کتابش «تئاتر پوچی» (۱۹۶۲) شناخته میشود، کتابی که اصطلاحی را ابداع کرد که بعدها به تعریف آثار نمایشنامهنویسانی چون ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان ژنه و هارولد پینتر تبدیل شد. اسلین در مقدمهای بر درام پوچ (۱۹۶۵) نوشت: «تئاتر پوچ به یقینهای راحتطلبانهی ارتدکس مذهبی یا سیاسی حمله میکند. هدف آن شوکه کردن مخاطبانش از خودراضی بودن و رو در رو کردن آنها با حقایق تلخ موقعیت انسانی از دیدگاه این نویسندگان است. اما چالش پشت این پیام، چیزی جز ناامیدی نیست. این چالشی است برای پذیرش وضعیت انسان به همان شکلی که هست، با تمام رمز و راز و پوچیاش، و تحمل آن با وقار، شرافتمندانه و مسئولانه؛ دقیقاً به این دلیل که هیچ راه حل آسانی برای اسرار هستی وجود ندارد، زیرا در نهایت انسان در جهانی بیمعنی تنهاست. کنار گذاشتن راه حلهای آسان، از توهمات آرامشبخش، ممکن است دردناک باشد، اما در پس خود حس آزادی و آسودگی به جا میگذارد. و به همین دلیل است که در نهایت، تئاتر پوچی اشک ناامیدی را برنمیانگیزد، بلکه خندهی رهایی را برمیانگیزد.»
از دیگر کتابهای اسلین میتوان به «برشت: انتخاب شر» (۱۹۵۹)، «آناتومی درام» (۱۹۶۵)، «زخمهای آلوده: اثر هارولد پینتر» (۱۹۷۰)، «آرتو» (۱۹۷۶) و «عصر تلویزیون» (۱۹۸۱) اشاره کرد. او همچنین نویسندهی پرکاری در نوشتن مقاله، مطلب و نقد بود. مارتین اسلین در ۲۴ فوریه ۲۰۰۲، پس از مبارزهای طولانی با بیماری پارکینسون، در سن ۸۳ سالگی در لندن درگذشت.

