پیام روز جهانی تاتر ۱۹۸۷ توسط آنتونیو گالا
موسسه بینالمللی تئاتر امروز روز جهانی تئاتر را جشن میگیرد. اما چگونه یک روز یادبود ادای احترام میتواند بدهی همه ما به تئاتر را جبران کند؟ تئاتری که در طول تاریخ بشر، کمکهای زیادی به ما کرده است. ما از آن به عنوان سلاح و سپر خود استفاده کردهایم. تئاتر از دوران نه چندان لطیف نوزادی، با جادو و شخصیت چندوجهی خود، همچنان انسان را مجذوب خود کرده است. تئاتر کارناوالی بوده و هست که نقابها را برمیدارد و لباس مبدلی را آشکار میکند، دستی سختگیر که در برابر چهرهای ناشناخته، انعکاس خود، گاهی بیشتر و گاهی کمتر خوشایند، قرار میدهد. تئاتر انسان را تسلی داده، او را از تناقضاتش رها کرده، در مواجهه با کسانی که سعی در سرکوب او دارند، با صدای بلند خندیده است؛ خدایان وحشتناکی را که انسان برای ترساندن و دوست داشتن اختراع کرده است، به ابعاد موجودات تقلیل داده است. تئاتر دانش ما از خودمان را عمیقتر کرده است، شاید بزرگترین و دشوارترین، اما پرارزشترین کار. تئاتر ناامیدی ما را تسلی داده، خیالپردازی ما را بیدار کرده، افراطهای ما را تعدیل کرده، قدرتمندان را به چالش کشیده و به فروتنان امید بخشیده است. هر ملتی، در طول قرنها، دیدگاه خود را نسبت به زندگی و مرگ از طریق تئاتر بیان کرده است. از طریق تئاتر، هر ملتی هویت خود را ثبت و مستند کرده است. زیرا هویت یک ملت نه با تاریخ آن، بلکه با خرد و درسهایی که از آن میگیرد، شکل میگیرد. همانطور که هنر بهترین وسیلهای است که من برای جذب تاریخ میشناسم، یافتن هنری جمعیتر و مشارکتیتر از تئاتر با تمام جنبههای باشکوهش نیز غیرممکن است.
امروز، مانند همیشه و شاید بیش از هر زمان دیگری، تئاتر به جامعهای که در آن متولد شده و به آن اختصاص داده شده است، وابسته است. به همین دلیل، دوستان عزیزم، در سراسر جهان، باید مقدسات را حفظ کنیم و به نفع آن صحبت کنیم. زیرا تئاتر در هر ملتی متولد شده، رشد کرده و شکوفا شده است و در تئاتر هر ملتی نمایندگی میشود. و اگر شما آن را نخواهید، مجبور به مرگ نخواهد بود. مسئولیت زندگی و سرنوشت آن را بر عهده بگیرید، تئاتر چیزی بیش از این انتظار ندارد. از تنوع آن، ثروت ما و از تفاوتهای آن، برادری ما متولد خواهد شد. به همین دلیل است که ما باید با هم روحیه کسانی را که پس از ما خواهند آمد، بسازیم. بیایید راههای صلح را برای آنها باز بگذاریم، سناریوهای صلح را آماده کنیم، گوشهایمان را تیز کنیم، انگیزههایمان را شجاعانه و صادقانه و احساس صلح را زنده کنیم. نگذارید جانشینان ما فکر کنند که ما اجازه دادیم تئاترمان به دلیل فقدان فرهنگ رو به زوال برود، یا با رخوت، تنگنظری، سرخوردگی یا کینه به آن خیانت شود. تئاتر مانند یک وطن، یک دین، یک فرهنگ مشترک بوده، هست و همیشه خواهد بود که همه مردم جهان را متحد میکند. بنابراین، بیایید در این روز جهانی تئاتر، خود را متعهد کنیم که با هم از آن دفاع کنیم تا همه فرداهایمان را که امیدواریم طولانیتر از خودمان باشند، غنی کنیم.
در باره آنتونیو گالا
آنتونیو گالا (متولد ۲ اکتبر ۱۹۳۶) شاعر، نمایشنامهنویس، رماننویس و نویسنده اسپانیایی است. گالا در برازاتورتاس، سیوداد رئال (کاستیا-لامانچا) متولد شد، اگرچه خیلی زود به کوردوبا نقل مکان کرد و به طور گسترده یک اندلسی در نظر گرفته میشود. او که فارغالتحصیل رشتههای حقوق، فلسفه، سیاست و اقتصاد است، در ژانرهای متنوعی از جمله روزنامهنگاری، داستان کوتاه، مقاله و فیلمنامه تلویزیونی قلم زده است. او نه تنها در زمینه شعر، بلکه به خاطر مشارکتهایش در تئاتر و اپرا نیز جوایز متعددی دریافت کرده است. آثار گالا بیشتر مورد توجه خوانندگانش قرار گرفته تا منتقدان، که به دلیل ترکیب خاص تغزل و حماسه، طبقهبندی آن را دشوار میدانند. از موفقترین نمایشنامههای او میتوان به Los verdes campos del Edén (مزارع سبز عدن، جایزه تئاتر ملی “Calderón de la Barca” 1963)، Anillos para una dama (حلقههایی برای یک خانم، 1973)، “Por qué corres، Ulises? (چرا می دوید، اولیس؟ در 1975)، پترا رگالادا (1980)، سمرقاندا (1985)، کارمن، کارمن (1988)، لا تروهانا (سرکش، 1992). از مجموعه های شعر او می توان به Sonetos de La Zubia (La Zubia Sonets)، Poemas de amor (اشعار عاشقانه)، Testamento Andaluz (اراده اندلسی) و Enemigo íntimo (دشمن صمیمی، جایزه Adonais 1959) اشاره کرد. او در اواخر عمر شروع به نوشتن رمان کرد، اما با رمانهای El manuscrito carmesí (نسخه خطی سرخ، جایزه پلنتا ۱۹۹۰)، águila Bicéfala (عقاب دو سر، ۱۹۹۴)، La regla de tres (قانون سه نفر، ۱۹۹۶) و La pasión turca (شور ترکی، ۱۹۹۳)، اقتباس سینمایی توسط کارگردان اسپانیایی ویسنته آراندا و Más allá del Jardín (فراتر از باغ، ۱۹۹۵)، اقتباس پدرو اولئا، به موفقیت چشمگیری دست یافت. ادبیات گالا با موضوعات تاریخی مشخص میشود که بیشتر برای روشن کردن حال به کار میروند تا عمیقتر کردن گذشته.

